بانك اطلاعات مقالات پژوهشي بهداشت روان كشور ارائه شده در کنگره های علمی
صفحه 4 از 5 برو به صفحه:
جستجو براي روان
نتايج 151 تا 200 از مجموع 208
151.
همتي گرگاني، ساحل مروري بر روش هاي درمان دارويي در بيماران افسرده مقاوم وابستگي سازماني نويسنده اصلي: عضو هيئت علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي
همايش ساليانه انجمن علمي روانپزشكان ايران، 5-2 آذرماه 1373، تهران-ايران چكيده: ضد افسردگي هاي رايج تنها حدود دو سوم بيماران افسرده را بهبود مي بخشند. بنابراين تعدادي از آنان به درمان هاي معمول جواب نمي دهند و براي آنان بايد تدابير ديگري اتخاذ نمود. آيا از ابتدا مشخص مي گردد كدام بيمار به درمان معمول جواب مي دهد يا خير؟ براي بيماران مقاوم بايد عواملي را كه مانع جواب به درمان مي شوند در نظر گرفت. در زير به برخي از اين علل اشاره شده است:
بر اساس ژنتيك خانوادگي برخي از خانواده ها به گروه خاصي از دارو جواب نمي دهند.
مسائل فارماكوكينتيكي مانند تداخل هاي دارويي را بايد در نظر گرفت. برخي از داروهاي همراه براي اتصال به پروتئين هاي پلاسما با ضد افسردگي ها رقابت مي كنند.
• 10-5 %بالغين به طور مشخص پايين يكي از آنزيم هاي سيتوكروم P450 را دارند.
• برخي از حالات جسمي مي تواند در تشديد و يا تداوم بيماري افسردگي دخيل باشد.
• وجود برخي مسائل موقعيتي و يا شخصيتي را بايد در عدم حصول بهبودي باليني در نظر بگيريم.
از اين رو بيماران مقاوم بايد مورد بررسي دقيق تري قرار گرفته و قدم هاي درماني ره به طور مناسب طي نمايند.
152.
كوهي حبيبي، لاله، رسوليان، مريم بررسي ارتباط مصرف قرص هاي پيشگيري از باردراي با علائم افسردگي و اضطراب وابستگي سازماني نويسنده اصلي: روانپزشك
همايش ساليانه انجمن علمي روانپزشكان ايران، 5-2 آذرماه 1373، تهران-ايران چكيده: هدف: در پژوهش حاضر ارتباط مصرف قرص هاي پيشگيري از باردري با علائم افسردگي و اضطراب مورد بررسي قرار گرفته است.
روش: در يك مطالعه توصيفي مقايسهاي 200 نفر از خانم هاي مراجعه كننده به مركز وليعصر واقع در يافت آباد وابسته به مركز بهداشت غرب تهران مورد مطالعه قرار گرفتند. 100 نفر به عنوان استفاده كننده و 100 نفر غير استفاده كننده قرص ( از زنان تحت پوشش تنظيم خانواده انتخاب شدند كه روش پيشگيري آنها قرص نبوده است) كه به عنوان گروه مقايسه در نظر گرفته شدند. تجزيه و تحليل دادهها به كمك روش هاي تحليلي آماري با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون هاي chi-square انجام شده است.
ابزار پژوهش: تست افسردگي و اضطراب هاميلتون بوده است.
يافته ها: از مجموع 31 علامت بررسي شده 17 علامت افسردگي و 14 علامت اضطرابي بود. سه علامت خلق افسرده 63%، اختلال تمركز30% و علائم دستگاه تناسلي در 44% از استفاده كنندگان قرصهاي پيشگيري از بارداري با تفاوت معني دار با گروه مقايسه مشاهده شد. براي 28 علامت ديگر تفاوت ملاحضه نشد. ميانگين نمرات افسردگي در دو گروه تفاوت نداشت. ميانگين نمرات اضطراب در گروه مقياسهاي افسردگي و اضطراب با مدت زمان مصرف قرص رابطهاي مشاهده نشد.
نتيجه: اگر چه در مصرف كنندگان پيشگيري از بارداري، برخي علائم افسردگي و اضطراب بيشتر ديده شده اما به طور كلي بيشتر مصرف كنندگان در معرض عوارض جانبي جدي روانپزشكي اين نوع قرصها قرار ندارند.
كليد واژه: قرص پيشگيري از بارداري – عوارض روانپزشكي – افسردگي – اضطراب
153.
دکتر امیر حسین براتی بررسی علل ازدواج های به وصال نرسیده در ایران سالهای 76-1375
همايش ساليانه انجمن علمي روانپزشكان ايران، 5-2 آذرماه 1373، تهران-ايران چكيده: یکی از مهمترین مسائلی که امروزه اذهان متفکرین علوم مختلف را از جمله پزشکی و به خصوص روانپزشکی را به خود مشغول داشته بحث اختلالات حنسی است. در کشور ما برخورد با این مسئله به دلیل محدودیت های فرهنگی و اجتماعی با احتیاط صورت گرفته است و افرادی که با مشکل در این زمینه روبه رو هستند برای درمان خویش در یافتن متخصص و یا مرکزی در این خصوص دچار سردرگمی می شوند. در بین اختلالات جنسی بحث ازدواج های به وصال نرسیده (Uncosmmated marriage) از جهاتی قابل توجه است.
1- موضوع فوق مربوط به یک نفر نیست و تبعات آن خانواده زوجین را درگیر می کند.
2- اقتضای فرهنگی – اجتماعی ما حکم بر کتمان این قضیه توسط زوجین می کند.
3- آموزش در زمینه مسائل جنسی در کشور ما بر خلاف مغرب زمین به صورت باز نیست و یکی ار پیامدهای این مسئله ازدواج های به وصال نرسیده می باشد.
انگیزه: اختلال مزبور در ممالک غرب بسیار اندک است ولی در مشرق زمین و به طور خاص در ایران از شیوع بالایی برخوردار است.
روش تحقیق: cross Sectio با پرسشنامهاي در 45 عنوان از ابتداي مرداد ماه 1375 تا پايان مهر ماه 1376 يعني جمعاً 15 ماه زمان اين بررسي بود.
تعريف: ( مطابق تعريف كاپلان) هر گاه زوجي به هر دليلي عليرغم اقدام، موفق به حتي يكبار مقاربت كامل نشوند و يك هفته از اين اقدام گذشته باشد ازدواج به وصال نرسيده به حساب خواهد آمد.
اجرا: سوالات مطرح شده در 5 راستا تنظيم شد:
1) تجربيات و نگرش افراد مبتلا نسبت به مسائل جنسي چگونه است؟
2) ارزيابي آمادگي رواني و اجتماعي آنها براي ازدواج
3) بررسي ميزان اختلال در هويت و نقش جنسي افراد
4) بررسي اختلالات كاركرد جنسي
5) بررسي ميزان اختلال همجنس گرايانه در افراد مبتلا
از ميان 17 علل رواني به دست آمده در خانمها مهمترين علت ترس از مقاربت بود و بعد از آن به ترتيب مهار ميل جنسي، نگرش ناخوشايند يا بي تفاوت نسبت به مسائل جنسي، نگرش ناخوشايند نسبت به همسر، تجربه جنسي ناخوشايند، عدم آمادگي براي ازدواج، عدم تمايل جنسي، نگرش ناخوشايند نسبت به جنس مخالف، نگراني از وجود مشكل عضوي، احساس گناه از ايجاد رابطه جنسي، تمايلات غير طبيعي شريك جنسي، اختلال هويت جنسي، تمايلات همجنس خواهانه، اختلال نقش جنسي، تجربيات همجنس خواهانه و نگراني از Virgin نبودن و از ميان هفت علت رواني به دست آمده در مردان مهمترين علت رواني به دست آمده انزال زود رس يود بعد از آن به ترتيب از صدمه روحي به همسر، نگراني از صدمه جسمي به همسر، نگراني از Masturbation قبل از ازدواج، تمايلات خواهانه، احساس گناه از رابطه جنسي.
نتيجه: مشكل ازدواج هاي به وصال نرسيده در ايران از شيوع نسبتاً بالايي در مقايسه با غرب برخوردار است. عدم آگاهي همكاران پزشك در درمان يا ارجاع به مراكز درماني در اين خصوص و نبود چنين مراكزي پايين بودن سطح آگاهي جامعه و عدم برخورد صحيح با اين گونه موارد از ديگر عواملي است كه به اين مشكل دامن مي زند.
154.
اسعدي، سيد محمد- شگرف نخعي – محمد رضا ارزيابي مديريت برداشت و همبسته هاي آن در گروهي از دانشجويان، كارورزان و پزشكان عمومي وابستگي سازماني نويسنده اصلي: روانپزشك، عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران
همايش ساليانه انجمن علمي روانپزشكان ايران، 5-2 آذرماه 1373، تهران-ايران چكيده: هدف: اين پژوهش با هدف بررسي ومقايسه شيوه برداشت در سه نسل از دانشجويان و دانش آموختگان رشته پزشكي و همبستگي آن با برخي متغيرهاي رواني و شخصيتي انجام شد.
روش: صد دانشجوي سال اول ، 105 كارورز سال آخر دانشگاه علوم پزشكي تهران و 110 پزشك عمومي شركت كننده در يكي از دوره هاي بازآموزي پزشكان عمومي در پژوهش شركت كردند.
جهت بررسي مديريت برداشت از پرسشنامه ماك 4 (MACH-IV) استفاده شد. اين پرسشنامه ديدگاه هايي ماكياوليانيستي فرد را در روابط بين فردي ارزيابي مي كند. اين پرسشنامه ابتدا ترجمه و در يك مطالعه مقدماتي ارزيابي گرديد. براي بررسي سلامت رواني و ويژگيهاي شخصيتي نير به ترتيب از پرسشنامههاي سلامت عمومي (GHQ-28) و پرسشنامه شخصيتي چند وجهي مينه سوتا (MNPI) بهره گرفته شد. ميزان درآمد ماهانه و متغيرهاي زمينهاي نيز از طريق پرسشنامه جداگانهاي بررسي شد.
يافتهها: ماك با سن و وضعيت سلامت رواني همبستگي داشت. ماك در جوانترها بيشتر بود. با بالا رفتن نمره ماك وضعيت سلامت رواني افت كرده و نمرات زير مقياس هاي آن يعني افسردگي و اضطراب افزايش نشان مي داد و فرد از عملكرد اجتماعي خود ارزيابي منفي داشت. رگرسيون چند متغيره نشان داد كه همبستگي سن با ماك عمدتاً تحت تاثير همبستگي سن با سلامت رواني بوده است. از طرفي بين ماك و زير مقياس هاي Pa و Pd آزمون MMPI رابطه مثبت وجود دارد.
نتيجه: اين بررسي نشان داد كه ماك با برخي ويژگيهاي شخصيتي همچون بدبيني و رفتارهاي خارج از عرف رابطه داشته، تاثير سوء بر سلامت رواني و رضايت فرد از عملكرد اجتماعي اش دارد.
به علاوه يافته هاي اين مطالعه مي تواند مؤيد يك پديده نسلي باشد. زيرا نسل جوانتر سلامت رواني پايين تري داشته و ماك بالاتري را گزارش نمودهاند. با اين وجود براي تاييد و تعميم يافته ها مطالعات بيشتري احتياج است.
155.
نوربالا، احمد علي بررسي نيازهاي بهداشت روان بازماندگان زلزله بم وابستگي سازماني نويسنده اصلي: استاد روانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران
همايش ساليانه انجمن علمي روانپزشكان ايران، 5-2 آذرماه 1373، تهران-ايران چكيده: از آنجا كه كشور ما يكي از نقاط پرحادثه و سانحه از نظر حوادث طبيعي محسوب مي شود و از نظر فدراسيون بين المللي صليب سرخ و هلال احمر رتبه چهارن حادثه خيزي را در سطح جهان به خود اختصاص داده است و يكي از امور پنهاني و در عين حال ماندگار عوارض حوادث و سوانح طبيعي، اختلالات عصبي و رواني ناشي از سانحه است كه عمدتا ساليان متمادي بازماندگان حادثه را به خود مشغول مي نمايد و از طرفي زلزله بم به عنوان يكي از مخرب ترين و مهلك ترين حوادث در سال 2003 و در يكصد سال اخير كشور ما محسوب گرديده است توجه همه جهانيان را در زمينه مسائل امدادي و از جمله تامين سلامت روان بازماندگان به خود جلب كرد به همين جهت جمعيت هلال احمر ايران با همكاري جمعيت هاي صليب سرخ دانمارك و ايسلند و جامعه اقتصادي اروپا طرح پژوهشي A بررسي نيازهاي بهداشت روان بازماندگان زلزله بم، سه ماه بعد از وقوع زلزله A را به مرحله اجرا درآورد. در اين طرح 400 نفر از كودكان زير 18سال، از بازماندگان زلزله به صورت نمونه گيري خوشه اي مورد بررسي و نياز سنجي بهداشت رواني قرار گرفتند كه در اينجا به بعضي از يافته هاي تحقيق اشاره مي شود:
93/2 درصد افراد زندگي در چادر و 92/5 درصد از دست دادن عزيزان، 92% وجود افمار مزاحم و خاطرات ناراحت كننده و 91/7% از كمبود امكانات بهداشتي و 90/5% نگراني از وقوع مجدد زلزله و كمبود امكانات بهداشتي را به عنوان عوامل استرس زا بيان كردند و85/9 درصد از كودكان، نگراني از وقوع مجدد زلزله و 84/7 درصد تكرار صحنه زلزله در ذهن كودك را به عنوان ناراحتي خود بيان نمودند.
حاصل اين پژوهش نشان مي دهد كه توجه به بهداشت رواني آسيب ديدگان زلزله جزء موارد با اهميت مي باشد كه متاسفانه مغفول واقع شده است و لازم است مسئولين امر توجه جدي به آن مبذول دارند.
156.
محمدي، محمدرضا - رادگودرزي، رضا – رحيمي موقر، آ،رين – سهيمي ايزديان، الهه – فرهوديان، علي – محمدي، محمد رضا – منصوري، نغمه – نجاتي صفا، علي اكبر بررسي و تحليل پژوهشهاي بهداشت روان كودكان و نوجوانان كشور وابستگي سازماني نويسنده اصلي: فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوانان، رئيس مركز ملي تحقيقات علوم پزشكي، استاد و مدير گروه روانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي تهران، مركز تحقيقات روانپزشكي و روانشناسي باليني دانشگاه علوم پزشكي تهران. - عضو گروه پژوهشي واحد سلامت روان مركز ملي تحقيقات علوم پزشكي كشور
همايش ساليانه انجمن علمي روانپزشكان ايران، 5-2 آذرماه 1373، تهران-ايران چكيده: زمينه: بهداشت روان كودك و نوجوان از حوزه هايي است كه در سالهاي اخير رشد قابل توجهي در كشور داشته است و مطالعات قابل توجهي در كشور داشته است و مطالعات بيشتري در اين زمينه انجام شده است بررسي علم سنجي (Scientometric) اين مطالعات مي تواند نمايي از وضعيت موجود پژوهشهاي بهداشت روان كودك و نوجوان فراهم آورد و موضوعات مورد غفلت قرار گرفته را نشان دهد و در سياستگذاري پژوهش در اين زمينه نقش مهمي ايفا كند.
هدف از اين مطالعه كه بخشي از پروژه بررسي و تحليل مقالات پژوهشي بهداشت روان كشور است،بررسي وضعيت مقالات منتشر شده در مورد كودكان و نوجوانان است.
روش: در اين مطالعه مقطعي – توصيفي، مقالات پژوهشي و روانشناسي و علوم عصب پايه كه به مطالعه در كودكان و نوجوانان پرداختهاند، از نظر متغيرهاي زير بررسي شدند: الف) اطلاعات مقاله نگاري شامل نوع و محل انتشار و زبان و درجه علمي و نشريهاي كه مقاله در آن درج شده است، سال انتشار مقاله، مدرك و موقعيت آكادميك و وابستگي سازماني و محل كار و تعداد نويسندگان مقاله و ضريب نفوذ (impact factor) مقالات مندرج در نشريات، ب) حوزه اصلي علمي پژوهشي، ج) موضوعات پژوهش، د) روش پژوهش، ه) محل پژوهش، د) روش پژوهش، و ) منبع حمايت مالي پژوهش ز)همكاري پژوهشي، توصيف جزئيات رئش جمع آوري داده ها در مقاله بررسي و تحليل پژوهشي بهداشت روان كشور ذكر شده است.
نتايج: از 1777 مقالهاي كه تاكنون داده هاي آن وارد نرم افزار شده است، نتايج اوليه نشان مي دهد كه از كل مقالات، حدود 31% به پژوهش در كودك و نوجوان پرداختهاند. از اين ميزان، 73/5% در حوزه علوم روانشناختي ، 28/8% در حوزه باليني،9/6% در حوزه اپيدميولوژي و 1/8% در حوزه خدمات بهداشتي قرار دارند ( همپوشاني بين خوزه ها وجود دارد) در بين اختلالات روانپزشكي كودك و نوجوان، اختلالات اضطرابي و خلقي، به ترتيب با 4/9% و 4% بيشترين مقالات را به خود اختصاص دادهاند. در ضمن 32/3% به بهداشت روان مدارس و 5/4% به كودكان آسيب پذير پرداختهاند. روش اكثر مطالعات مقطعي و محل جمع آوري داده ها عمدتاً مدارس بوده است. نتايج كامل متعاقباً ارائه مي گردد.
157.
دكتر رضا رستمي ميزان موفقيت درمان نگهدارنده با متادون (MMT) در افراد وابسته به مواد افيوني بر حسب ريخت هاي شخصيي
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: هدف مطالعه حاضر، بررسي ميزان موفقيت MMT در درمان افراد وابسته به مواد افيوني بر حسب ريخت شخصيتي آنان بود.
روش: 001 فرد وابسته به مواد افيوني تحت درمان MMT از 4 كلينيك ترك اعتياد در مطالعه حاضر شركت كردند. ابزارهاي پژوهش، پرسش نامه شخصيتي IP-NEO و شاخص شدت اعتياد (ASI) بود. اين مقياس پس از گذشت يك دوره شش ماهه درمان MMT بر روي آزمودني ها اجرا شد. علاوه بر اين دوره شش ماهه، به دو گروه افراد داراي عود (بازگشت) و فاقد عود تقسيم شدند. براي تحليل داده ها از آزمن هاي تحليلي همبستگي و MANOVA استفاده شد.
يافته ها: نتايج نشان داد كه بين دو گروه داراي عود و فاقد عود در عامل روان رنجور خويي (N) ، تفاوت معني داري وجود دارد و نمرات افراد داراي عود بيش از نمرات بدون عود است.
نتيجه گيري: اثر بخشي درمان MMT بر حسب ريخت هاي شخصيتي نشان داد كه از بين 5 عامل شخصيتي برونگرايي (E)، روان رنجور خويي (N) ، وظيفه شناسي (C) ، سازش پذيري (A) و پذيرا بودن نسبت به تجارب جديد (Oe) ، روان رنجور خويي كه با ويژگي هاي نظير عدم ثبات هيجاني، زودرنجي مشخص مي شود، مي تواند عاملي مؤثر در بازگشت فرد به اعتياد پس از درمان MMT باشد.
158.
رادفر، شكوفه - حقاني، جميد – تولايي، سيد عباس – فلاحتي، مريم بررسي سلامت رواني فرزندان 18-15 ساله جانبازان ( در اردوي تابستان 81 تهران) وابستگي سازماني نويسنده اصلي: فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان، پژوهشكده مهندسي و علوم پزشكي جانبازان
همايش ساليانه انجمن علمي روانپزشكان ايران، 5-2 آذرماه 1373، تهران-ايران چكيده: طبق مطالعات معتبر جهاني حدود 25-20 درصد گروه كودكان و نوجوانان دچار اختلالات روانپزشكي هستد. عوامل خانواده بيماري رواني والدين يكي از عوامل خطر براي ايجاد سايكوپاتولوژي در اين گروه سني مي باشد. از آنجا كه در مورد چگونگي سلامت رواني فرزندان سنين نوجواني جانبازان اطلاعي در دست نيست. پژوهش حاضر به منظور تعيين وضعيت سلامت رواني فرزندان 18-15 ساله جانبازان اجرا گرديده است.
اين پژوهش كليه فرزندان مراجعه كننده به اردوگاه تابستاني امام خميني (ره) در لواسان در سال 81 را شامل مي شود. در مجموع 5317 نوجوان 18-15 ساله كه از 28 استان كشور از طرف بنياد جانبازان در اين اردو شركت داشتند پرسشنامههاي پژوهشي را تكميل كردهاند.
ابزار مورد استفاده در تحقيق، علاوه بر پرسشنامه خصوصيات دموگرافيك، فرم كوتاه 28 سوالي پرسشنامه سلامت عمومي 28- GHQ بود.
داده هاي پژوهش با استفاده از آزمون هاي آماري و برنامه هاي آماري و برنامه SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافته ها نشان مي دهد كه:
سطوح احساس سلامت در دختران و پسران در هر چهار خرده مقياس اختلاف دارد. در كل احساس سلامت عمومي در دختران 64% و در پسران 72/2% بوده است. احساس سلامتي با افزايش سن كاهش مييابد. تعداد خواهر و برادر و ميزان تحصيلات پدر و مادر بر سطح فرزندان در هر چهار خرده مقياس موثر است. فرزنداني كه پدرانشان مشكل مجروحيت اعصاب و روان دارند نسبت به ساير گروه ها احساس سلامت كمتري دارند. نوجوانان استان گيلان كمتري احساس سلامت عمومي را نسبت به ساير استانها دارند و پس از آن به ترتيب سيستان و بلوچستان، كهكيلويه و بوير احمد و گلستان.
159.
دکتر پدیده قائلی- دکتر همایون امینی- دکتر محمد شریف زاده- دکتر سید حمید حسینی- عباس علی مددی بررسی عوارض خلقی و رفتاری دارو های مهار کننده انتخابی باز جذب سروتوئین در بیماران مبتلا به اختلالات اعصاب و روان
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: هدف از این مطالعه، بررسی عوارض خلقی و رفتاری دارو های مهار کننده انتخابی باز جذب سروتئین (SSRIS) بود. ضمنا رابطه بین این عوارض با ÷رامتر های جنس، سن، نوع دارو، دوز دارو، نوع اختللا و سابقه خانوادگی اختلال دو قطبی نیز بررسی گردید.
100 نفر بیمار سرپائی 71-17 ساله که دارو های SSRI را داقل به مدت دو ماه مصرف کرده بودند وارد این مطالعه شدند. آزمون های (Mood Disorder Questionnaire) MDQ و برخی از آتیم های (Positive And Negative Syndrome Scale) PANSS جهت بررسی عوارض هومانیا/ مانیا (Hypomania/mania) ، رفتار تهاجمی (Hostility) و بی تفاوتی (Apathy) مورد استفاده قرار گرفتند.
شرایط خروج از مطالعه شامل حاملگی و شیر دهی، بیماری های طبی مهم، اختلالات مغز و اعصاب اختلال شخصیتی و عقب افتادگی ذهنی، مصرف توام داروهای دیگر که بر اعصاب و روان تاثیر می گذارند و سابقه سوء مصرف دارو ها بود. از آزمون Chi-Square جهت آنالیز اطلاعات استفاده گردید.
در این مطالعه هیپومانیا/ مانیا در 3 % که همگی مونث بودند، Hostility در 11% و Apathy در % بیماران مصرف کننده SSRIsتوجه گردد تا راهکارهای درمانی جهت جلوگیری و کاهش وقوع رفتار های تهاجمی Hostility) ) به خصوص در زنان مد نظر قرار گیرند. به مطالعات دیگر با تعداد بیشتر بیمار نیاز است تا نتایج این مطالعه تایید شود.
160.
دكتر فائزه تاتاري – دكتر فريبا حبيبيان – دكتر وسيم شوشتري – خيرا... صادقي بررسي فراواني اختلالات روانپزشكي در مبتلايان به سر درد مراجعه كننده به درمانااه روانپزشكي بيمارستان فارابي كرمانشاه
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: سر درد از شايع ترين مشكلات مشكلات انساني است و گفته مي شود روزانه 10% مردم از سردرد شكايت دارند كه باعث ناتواني آنها در مسائل شغلي و اجتماعي مي شود. به علاوه در بسياري از اختلالات روانپزشكي از جمله افسردگي و اضطراب، غالباً سر درد شكايت بارزي است. استرس هاي روحي معمولاً سردرد را تشديد مي كنند، خواه علت زمينه ساز اوليه جسماني باشد، خواه رواني، سردردهاي روان تني گاهي از سردردهاي روان زاد(مثلاً ناشي از اضطراب، افسردگي، خود بيمارانگاري و هذيان) تفكيك مي شوند (1) سردرد ممكن است يك نشانه تبديلي در بيماران بستري باشد. اين پژوهش نيز در جهت تعيين ميزان همراهي اختلالات روانپزشكي با سردرد انجام شد.
مواد و روش: در اين بررسي كليه مراجعه كنندگان به درمانگاه روانپزشكي بيمارستان فارابي كرمانشاه در سال 1381 و 1382 كه شكايات اوليه شان سردرد بود تحت مصاحبه قرار گرفتند.
مصاحبه با 3 پرسشنامه انجام گرفت. نخست فرم اطلاعات باليني و فردي شامل بيوگرافي شخصي، دوم پرسشنامه GHQ – 28 سوالي كه به بررسي 4 اختلال روانپزشكي شايع و علايم آن مي پردازد. پاسخ هاي 4 جوابي هر كدام از پرسش ها امتيازي بندي شده است ( الف: صفر، ب: يك امتياز ج: دو امتيازد: سه امتياز). با توجه به مجموع امتيازهاي حاصله از 28 سوال، در صورتي كه فرد امتيازي بالاتر از نقطه برش داشت (cutpoint: در خانم هاي بالاي 21 و در آقايان بالاي 23). دچار اختلال روانپزشكي محسوب مي شود. سوم پرسشنامه HQ جهت تعيين نوع سردرد بود و فرد مصاحبهگر را در تعيين نوع سردرد راهنمايي مي كرد. 250 آزمودني كه 153 نفر زن و 97 نفر مرد بودند مورد مصاحبه قرار گرفتند. در پايان با توجه به اطلاعات موجود در پرسشنامه هر يك از متغيرها جداگانه بررسي شد و سپس در جداول و نمودارها ثبت گرديد. كليه بيماراني كه مشكلات طبي داشتند كنار گذاشته شدند.
يافته ها:
1) بيشترين مراجعه كنندگان را زنان (153 نفر = 61.2%)، سنين 16 تا 45 سال (198 نفر = 79.2%) و خانه دار و بيكار (141 نفر = 56.4%) تشكيل مي دادند.
2) اكثر افراد بدنبال استرس (205 نفر = 82%)، بي خوابي (196 نفر = 4/87%) و گرسنگي (188 نفر = 2/75% دچار تشديد سردرد مي شوند و اين يافته ها در هر دو جنس مشابه بود.
3) اختلاف روانپزشكي در 111 نفر (44.4%) وجود داشت كه به ترتيب شيوع عبارت بودند از: علايم افسردگي (0.3 نفر = 27%)، بدكار اجتماعي (82 نفر =25.2%)، جسمي سازي(72 نفر = 24.3%) اضطرابي (62 نفر = 23.4%). تفكيك حنسي اختلالات روانپزشكي به شرخ زير بود:
4) زنان؛ افسردگي (12 نفر = 27.6%)، جسمي سازي (12 نفر = اضطرابي (81 نفر = 23.6%) و بد كاري اجتماعي (61 نفر = 21%). مردان؛ بدكاري اجتماعي (21 نفر = 34.2%)، افسردگي (9 نفر = 25.7%)، اضطراب (8 نفر = 22.8%) و جسمي سازي (6 نفر = 17.1%)
5) شايع ترين نوع سردرد ابتدا سردرد تنشي بود (159 نفر = 63.6%) و سپس به ترتيب سردرد ميگرني (25 نفر=20.8%)، سردرد TMJ (32 نفر = 9.2%) و سردرد مختلط (61 نفر 6.4%)، از نظر شيوع نوع سردرد هر دو جنس مشابه هم بودند.
بحث: سردرد در عموم بررسي ها در زنان شايع تر است (1) و در اين بررسي نيز فراواني آن در زنان 1.5 برابر مردان بود. سردرد ميگرني در زنان تا 75% ذكر شده است (1)، اما در اين بررسي چنين يافته هاي مشاهده نشد نكته مهم وجود اختلالات روانپزشكي در نزديك به نيمي از مراجعه كنندگان بود كه از آن ميان علايم افسردگي در زنان و بدكاري اجتماعي در مردان شايع تر بود.
پيشنهادات" با توجه به شيوع اختلالات روانپزشكي ناتوان كننده نظير افسردگي و بدكار اجتماعي در مبتلايان به سردرد پيشنهاد مي شود در كنار درمان هاي طبي سردرد، اين بيماران جهت دريافت خدمات روانپزشكي نيز مورد توجه ويژه قرار بگيرند.
161.
دكتر سيمين دشتي – دكتر سيد علي احمدي ابهري – دكتر پديده قائلي - دكتر حسن خليلي – دكتر مسعود اسلامي – دكتر حسن فرسام – دكتر احمد رضا دهپور رابطه غلضت پلاسماي و اريتروسيتي ليتيم با طولاني شدن فاصله QT در بيماران تحت درمان با ليتيم به تنهايي يا همراه با داروهاي سايكوتروپيك ديگر
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: مطالعات متعددي حاكي از طولاني شدن فاصله QTC در بيماران تحت درمان با ليتيم و مستعد شدن اين بيماران به برخي انواع آريتمي هاي قلبي مي باشند. اين مطالعه با هدف يافتن ارتباط احتمالي بين طولاني شدن فاصله QT و غلظت اريتروسيتي ليتيم و غلظت پلاسماي ليتيم يا نسبت ليتيمي طراحي گرديد.
56 بيمار مبتلا به اختلالات خلقي دو قطبي كه تحت درمان با ليتيم به تنهايي، ليتيم به همراه هالوپريدول يا ليتيم به همراه تيوريدازين بودند در اين مطالعه وارد شدند. هيچكدام از بيماران تاريخچه قلبي بيماريهاي قلبي – عروقي، كبدي، كليوي يا متابوليك يا مصرف داروهايي كه بيمار را مستعد آريتمي هاي قلبي نمايان كنند، نداشتند. گروه مورد شامل آقايان با QTC>450ms و بانوان با QTC>470ms بوده و آقايان با QTC<450 ms و بانوان با QTC<470 ms در گروه شاهد قرار گرفتند. غلظت اريتروسيتي و پلاسماي ليتيم و سطح سرمي سديم و پتاسيم در تمام بيماران اندازه گيري گرديد.
متوسط غلظت اريتروسيتي و پلاسماي ليتيم، نسبت ليتيمي و سطح سرمي سديم و پتاسيم بين گروه مورد و شاهد تفاوت معني داري نداشت. ارتباطي بين QTC و غلظت اريتروسيتي يا پلاسمايي ليتيم، نسبت ليتيمي يا سطح سرمي سديم يا پتاسيم يافت نشد. زماني كه بيماراني كه مصرف كننده ليتيم به تنهايي بودند، تحت تحليل آماري قرار گرفتند ارتباطي بين طولاني شدن فاصله QTC و غلظت اريتروسيتي يا پلاسمايي ليتيم، نسبت ليتيمي يا سطح سرمي پتاسيم يافت نشد. وليكن، نتايج نشان دهنده وجود ارتباط معني داري بين غلظت سرمي سديم و طولاني شدن فاصله QTC در بيماراني كه ليتيم را به همراه تيوريدازين مصرف مي كردند. ( اين بيماران 6 برابر بيماراني بود كه تحت درمان با ليتيم به تنهايي بودند). در اين مطالعه تأثيري از تجويز همزمان هالوپريدول بر روي طولاني شدن فاصله QTC يافت نشد. جنس فرد نيز تأثيري در نتيجه مطالعه نداشت. نتايج اين مطالعه حاكي از آن است كه طولاني شدن فاصله QTC قابل پيش بيني با استفاده از غلظت اريتروسيتي يا پلاسماي ليتيم نمي باشد. بنابراين اين توصيه مي گردد ECG بيماران تحت درمان با ليتيم كه ريسك بالايي براي آريتمي هاي قلبي دارند به صورت دورهاي مانيتور گردند.
162.
دكتر حسين كاوياني پرسشنامة شخصيتي EPQ-R ( فرم تجديد نظر شده پرسشنامه شخصيتي آيزنك) در جمعيت ايراني
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: هدف اصلي طرح تحقيقي حاضر، اعتبار سنجي و هنجاريابي پرسشنامه شخصيتي EPQ-R در طبقات سني مختلف جمعيت مرد و زن ايراني بود. روش: 1212 نفر زن و مرد در گروه هاي سني مختلف شهر تهران آزمون هاي شخصيتي مزبور را پر كردند و تجزيه و تحليل آماري براي به دست آوردن ضرايب هماهنگي دروني و تحليل آيتم ها صورت گرفت. مرحله بعد در فاصله زماني يك تا دو ماه از مرحله دوم انجام شد و 101 نفر از آزمون ها پرداختند. همچنين براي به دست آوردن ضريب روائي Validity، 100 نفر از آزمودني ها توسط دو روان شناس مورد مصاحبه باليني قرار گرفتند. در اين مصاحبه دو ارزياب نسبت به نمرات آزمودني ها در مقياس هاس ششگانه EPQ بي اطلاع بودند و مبتني بر يافته هاي مصاحبه، هر يك از ويژگي هاي مورد سنجش پرسشنامه ها را در فرد نمره دهي ( درجه بندي كمي بر اساس مقياس 10-1) كردند.
نتايج: نمرات هنجاري مقياس برون گرايي (E)، روان پريشي گرايي (P)، روان نژدگرايي(N)، گرايش اعتياد (A)، جرم جويي (C) و تحري (L) در جدوال جداگانه ارايه شده است. نتايج همبستگي correlarion بين نمرات مقياس ها در مرحله آزمون و باز – آزمون نشان مي دهد كه مقياس هاي ششگانه EPQ-R داراي پايايي قوي هستند. به اين معني كه اين مقياس ها در شرايط مختلف نتايج يكساني را به دست مي دهند. به جهت هماهنگي (ثبات) دروني internal consistency، عبارت هر مقياس داراي همبستگي خوبي است. نتايج حاصل از عمليات آماري براي به دست آوردن چگونگي همبستگي بين نمرات مقياس ها خصلت ها و ويژگي هاي مورد نظر را مي سنجند. نتايج مربوط به همبستگي دروني نشانگر آن است كه عامل E از عامل P كاملا مستقل است. عامل E با عامل N همبستگي منفي ناچيزي دارد. ضمناً همبستگي ضعيفي بين عوامل N و P ديده مي شود. نتايج حاصل از تحليل عوامل نشان دهنده همبستگي مقياس هاي C و A با مقياس هاي N,E,P است.
اين همبستگي به دليل مشترك بودن عبارات آزمون در اين مقياس هاست. همبستگي بالاي A,C نيز با اين مدعا قابل تبيين است.
بحث: EPQ-R داراري پايايي و روايي قوي است. نكات كاربردي اين تحقيق و محدوديت مورد بحث قرار خواهد گرفت.
163.
دكتر سيد مهدي صميمي اردستاني - دكتر سعيد سعيد صدر – دكتر عباس افشاري – دكتر ياسمن متقي پور ثبات شخصيتي در اختلال دو قطبي
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: تغييرات تشخيصي در روانپزشكي امري ناشايع نيست. در مطالعات انجام شده ميزان تغييرات تشخيصي اختلالات دو قطبي و عوامل موثر بر آن متفاوت گزارش شده است. هدف اين مطالعه بررسي تغييرات تشخيصي اختلال دو قطبي در بيماران بستري در بخشي روانپزشكي بيمارستان اما حسين و نيز جمع آوري اطلاعات اوليه جهت بررسي علل احتمالي تغييرات تشخيصي در اين اختلال است.
روش: با مراجعه به مركز كامپيوتر بيمارستان فهرست بيماراني كه در طي سالهاي 1382-1375 بيش از يك بار بستري داشتند، استخراج شد. از 524 بيمار، 270 بيمار حداقل حداقل يك بار تشخيص اختلال دو قطبي در كل بستريهايشان داشتند كه به سه گروه همپوشاني: 1- تغيير تشخيصي از دو قطبي (43 نفر)، 2- تغيير تشخيصي به دو قطبي (47 نفر) و 3- بدون تغيير (149 نفر) تقسيم شدند و ميزان تغييرات تشخيصي و ارتباط آن با متغيرهاي جنس، سن شروع بيماري، دفعات بستري، وجود سابقه اختلال روانپزشكي در بستگان درجه اول، وجود خصوصيات سايكوتيك و تغيير درمانگر بررسي شد. 13 بيمار بيش از يك بار تغيير شخصيتي داشتند كه از مطالعه خارج شدند.
نتايج: گروه تغيير تشخيصي از دو قطبي در مقايسه با گروه بدون تغيير تشخيصي در خصوصيات سايكوتيك اختلافي معنادار داشتند p=0.012). اين اختلاف فقط در مردان مشاهده شد. (p=0.000 و در زنان معنا دار نبود. گروه تغيير تشخيصي به دو قطبي با گروه بدون تغيير تشخيصي در دفعات بستري با هم اختلافي معنا دار داشتند p=0.000. اين اختلاف هم در مردان p=0.000 و هم در زنان p=0.006 معنا دار بود. گروه تغيير تشخيصي به دو قطبي و بدون تغيير تشخيصي اختلاف معناداري مشاهده نشد، ولي در مردان اين اختلاف معنا دار بود زنان p=0.650 اختلاف مشاهده شد (p=0.056 زنان دو گروه در خصوصيات سايكوتيك اختلاف معناداري نداشتند گروه هاي داراي تغيير تشخيصي در مقايسه با گروه بدون تغيير جنس، سن شروع اختلال و وجود سابقه خانوادگي اختلال روانپزشكي در بستگان درجه اول اختلاف معناداري نداشتند. ميزان ثبات تشخيصي اختلال دو قطبي در اين مطالعه 81.4% به دست آمد.
بحث: محدوديت اين مطالعه گذشته نگر بودن و وابستگي آن به اطلاعات مندرج در پروندههاست، به علت ناقص بودن پرونده امكان استخراج سابقه خانوادگي اختلال دو قطبي و سوء مصرف و وابستگي به مواد وجود نداشت. مطالعه حاضر و عوامل موثر بر آن و نيز بررسي اختلافات زنان و مردان مبتلا به اختلال دو قطبي باشد.
164.
دكتر فريد فدايي- دكتر ربابه مزيناني- دكتر ساحل همتي گرگاني- دكتر يداله فرهادي تاثير ريسپريدون بر نشانه هاي مثبت، منفي، شناختي، عمومي اسكيزوفرنيا: مقايسه اي با هالوپريدول
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: بررسي هاي گوناگون نشان داده است كه ريسپريدون نشانه هاي مثبت، منفي، عمومي، و شناختي اسكيزوفرنيا را بيش از هالو پريدول تخفيف مي دهد. از آنجا كه تا كنون پژوهش گسترده و معتبري كه اين تاثيرات را در مردم ايران بررسي كند وجود نداشت. بر آن شديم تاثير ريسپريدون و هالوپريدول ساخت ايران را بر كاهش نشانه هاي مثبت، منفي، عمومي، و شناختي اسكيزوفرنيا ارزيابي كنيم و مقايسه اي بين عوارض جانبي بيرون هرمي اين دو دارو دارو بعمل بياوريم.
مواد و روش پژوهش: 66 بيمار اسكيزوفرنيك (مطابق معيارهاي DSM-IV-IR ) كه در مركز روانپزشكي رازي بستري شده بودند بر اساس طرح ((پيش و پس آزمون)) مورد مطالعه قرار گرفتند. پس از دوره دو هفته اي قطع دارو بيماران بصورت تصادفي در دو گروه جاي گرفتند: 1)هالوپيريدول (51 ميلي گرم در روز)+ بيپريدون ( حداكثر تا 6 ميلي گرم در روز) و 2) ريسپريدون(6 ميلي گرم در روز) بيماران زير- مقايس هاي مثبت، منفي و عمومي BPRS و مجموع نمره همه زير- مقياس ها، MMSE و مقياس عوارض بيرون هرمي، ابتدا در خط پايه و سپس بصورت هفتگي براي 8 هفته از آغاز درمان ارزيابي گرديد نتايج با استفاده از آزمون را براي نمونه هاي خفتي و نمونه هايي غيروابسته و آزمون تحليلي واريانس با اندازه گيري مكرر مورد تحليل قرار گرفت. ميانگين زير مقاياس هاي مثبت، منفي، عمومي و نمره كل MMSE, BPRS و مقياس عوارض بيرون هرمي بعنوان متغير هاي اصلي دو روش درماني به عنوان عامل ميان موردي و زمان به عنوان عامل درون موردي در تحليل ما بررسي شدند تفاوت هاي معني دار بين ميانگين سن، وضعيت ازدواج و موقعيت شغلي بين دو گروه يافت نشد.
نتايج: تفاوت معني دار آماري بين ميانگين نمره هاي علائم مثبت و منفي، نمره كل BRPS، MMSE و مقياس عوارض بيرون هرمي در تحليل ما بررسي شدند تفاوتهاي معني داري بين ميانگين سن، وضعيت ازدواج و موقعيت شغلي بين دو گروه يافت نشد.
نتايج: تفاوت معني دار آماري بين ميانگين نمرههاي علائم مثبت و منفي، نمره كل BPRS و MMSE بين گروههاي ريسپريدون و هالوپريدول در طول بررسي مشاهده نشد تأثيرات درماني هر دو دارو پس از سه هفته براي نشانههاي مثبت و عمومي؛ و پس از دو هفته براي نشانه هاي منفي نمره كل BPRS، و نشانه هاي شناختي آغاز شد و در طول درمان باقي ماند. هر دو دارو موجب كاهش نشانههاي مثبت، منفي، عمومي و نمره كل BPRS و نشانه هاي شناختي در بيماران اسكيزوفرونيك شدند و نتايج بين دو گروه قابل مقايسه بود. اما تأثير ريسپيريدون بر نشانههاي عمومي به ميزان چشمگير از هفته ششم تا آخرين هفته پژوهش بهتر از هالوپريدول بود. شدت عوارض بيرون هرمي به ميزان چشمگير در بيماراني كه ريسپريدون را دريافت مي كردند در قياس با گروه هالوپريدول كمتر بود.
نتيجه گيري: تأثير درماني ريسپريدون فقط بر روي نشانه هاي عمومي اسكيزوفرنيا بهتر از هالوپريدول بود. اما با توجه به عوارض بيرون هرمي كمتر ( مزاحم ترين عارضه جانبي كه منجر به قطع دارو توسط بيمار مي شود) ريسپريدون بر هالوپرديدول برتري دارد. پژوهشگران متعدد غريب كه برتري ريسپريدون را با هالوپريدول ساخت ايران تأثيرات مشابهي بر نشانههاي مثبت منفي و شناختي دارد، اما عوارض جانبي بيرون هرمي ريسپريدون به ميزان چشمگيري كمتر از هالوپريدول مي باشد و ريسپريدون بر نشانه هاي عمومي اسكيزوفرنيا نئثر از هالوپريدول است كه اين داروي ضد روانپريشي آتيپيك را كارآمدتر از هالوپريدول بعنوان يك داروي ضد روانپريشي استاندارد نشان مي دهد.
165.
دكتر آفرين رحيمي موقر – دكتر علي فرهوديان – رضا راد گودرزي – دكتر شريفي – دكتر مسعود يونسيان – دكتر محمد رضا محمدي عوامل موثر بر افزايش مصرف مواد در بازماندگان زلزله بم هشت ماه پس از زلزله
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: زلزله بم در دي ماه 1382 به وقوع پيوست و تعداد بيشماري كشته و زخمي به جا گذاشت. مصرف ترياك در مردان بزرگسال بم رايج بوده است هدف از اين مطالعه، تعيين تغييرات ميزان مصرف مواد اپيوئيدي (افيوني) در ماه هشتم پس از زلزله نسبت به ماه قبل از زلزله و عوامل موثر بر آن در بازماندگان زلزله مي باشد.
روش: با استفاده از روش نمونه گيري صحرايي، به طور تصادفي 779 نفر از ميان جمعيت بازماندگان زلزله بم با حداقل سن 15 سال انتخاب شدند. براي بررسي هاي خطر و ارتباط آن با افزايش مصرف مواد از آناليزيك يا چند متغيره (رگرسيون لجستيك) استفاده شد.
يافته ها: افزايش مصرف مواد اپيوئيدي در18.3 درصد از مردان و درصد از زنان گزارش شد. نسبت شانس (OR) افزايش مصرف مواد اپيوئيد، در مردان 9.4 برابر زنان (CL95%=1/9-81/0) بوده است. در مردان افزايش مصرف مواد اپيوئيدي پس از زلزله با سابقه مصرف اين مواد در طول يك ماه قبل از زلزله 13/1-2/4Cl= 95%،9/5OR=)، سن (OR و گروه سني 9.44 ساله 4.7 برابر افراد زير 30 سال، با فاصله اطمينان 95% برابر با 12.1-0.8)، ابتدا به PTSD (1/9-5/1=CL 59% و OR=7.3 در زنان تنها با سابقه مصرف اين مواد در طول يك ماه قبل از زلزله (154/0-12/5CL 59% وOR=8.33) ارتباط داشته است.
نتيجه گيري: اين يافته ها حاكي از آن است كه به ويژه در مناطق و گروههايي كه مصرف مواد رواج بيشتري دارد احتمال افزايش مصرف مواد پس از حوادث و بلايا وجود دارد و پيش بيني مداخلات پيشگري كننده به ويژه براي گروهاي در معرض خطر ضرورت دارد.
166.
دكتر آذرخش مكري، دكتر حميدرضا طاهري نخست، دكتر ريچارد شانزفلد – دكتر مارك چاوارسكي وابستگي به ترياك و هروئين در ايران، يك يا دو اپيدمي
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: در يك تخمين حدود 2 الي 4 ميليون فرد وابسته،مواد افيوني وجود دارد. كشور ما با مشكلات شديدي در رابطه با وابستگي به مواد روبروست. دوز ترياك( از راه تدخين يا خوراكي) در ايران يك تاريخچه طولاني دارد. اما هروئين كه اغلب از راه تزريق استفاده مي شود. اخيرا به عنوان يك شكل اصلي پديدار شده و حدود يك چهارم افراد وابسته به مواد افيوني را در بر مي گيرد. اگر چه هنوز معلوم نبود كه آيا مصرف كننده هاي ترياك و سوء مصرف كننده هاي هروئين جمعيتي جدا و با زمينه هاي مختلف، تاريخچه مصرف دارو و نيازهاي درماني متفاوت هستند. بدين منظور ما اطلاعات دمو گرافيك و مشخصات تاريخچه مصرف مواد در افرادي كه ماده اصلي مصرف آنها ترياك (36=N) يا هروئين (81=N) بود را تقسيم كرديم. از ميان سوء مصرف كننده هاي ترياك و هروئين در خصوصيات دموگرافيك شامل سن، تحصيلات، وضعيت ازدواج و شغل با هم شباهت داشتند. مصرف كننده هاي ترياك به طور معني داري مدت طولاني تري از مصرف مواد افيوني را گزارش كردند (9.7در مقابل 5.7 سال p<0.05) اما مدت كمتري در زندان يا بازداشتگاه ها بوند (2.4 در مقابل 9.4 ماه). مصرف كننده هاي هروئين شيوع بيشتري در مصرف مواد از طريق تزريق داشتند (66% در مقابل 22%)، تمايل كمتري به مصرف مداوم كاندوم داشتند ( 33% در مقابل 38%) و هپاتيت C در ميان آنها شيوع بيشتري داشت (19% در مقابل 6%) يافته هاي پژوهش اشاره دارد به اينكه مصرف كننده هاي ترياك در معرض خطر گذر به وابستگي هروئين هستند و وابستگي هروئين نيز با زنداني شدن، استفاده تزريقي مواد، استفاده نامنظم از كاندوم و افزايش خطر هپاتيت C رابطه دارد.
167.
دكتر كارگرفر – دكتر كريم زادگان – دكتر غياث – دكتر كاشي استروئيدهاي اندروژنيك آنابوليك در دانشجويان پسر دانشگاه اصفهان در سال تحصيلي 83-84
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: تحقيقات گوناگون در سراسر جهان حاكي از مصرف استروئيدهاي آنابوليك آندروژنيك (AAS) در بين جمعيت جوان و نوجوان مي باشد. اغلب مصرف اين داروها بدون تجويز پزشك و بدون آگاهي از عوارض بد آن صورت مي گيرد. اين تحقيق به منظور تعيين ميزان مصرف داروهاي (AAS) در بين دانشجويان مرد دانشگاه اصفهان و بررسي ميزان آگاهي آنان در مورد عوارض جانبي مصرف اين داروها انجام گرفت.
مواد و روشها: تحقيق حاضر از نوع توصيفي است. جامعهي آماري كليهي دانشجويان پسر كارشناسي و كارشناسي ارشد دانشگاه اصفهان تشكيل مي دهند؛ كه در سال تحصيلي 84-1383 در اين دانشگاه مشغول به تحصيل بودند. ابزار اندازهگيري پرسشنامه خود گزارش دهي و بدون نام بود كه در بين 310 نفر از دانشجويان دانشگاه توزيع و نرخ پاسخ دهي %81.3 ( 252 نفر از 310 نفر) بود. نتايج اين تحقيق با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت كه براي بررسي فراواني، ميانگين و انحراف استاندارد ها از آمار توصيفي و براي مقايسه ميانگين گروه ها و رابطه متغيرها از آمار استنباطي اشتفاده شد.
يافتهها: يافته هاي اين تحقيق نشان داد كه 8.3 (12 نفر) از دانشجويان حداقل براي يك بار از اين داروها استفاده كردهاند و 5.5% (41 نفر) از آنان در حال حاضر عادت به مصرف اين مواد دارند. عمده ترين دليل مصرف اين مواد افزايش بافت و قدرت عضلاني بود. 71.4% (51 نفر) از مصرف كنندگان اين داروها معتقد بودند كه مصرف اين داروها با دوز پايين يا همراهي آن با داروهاي سم زدا هيچ ضرري به بدن نمي رساند. همچنين 19%(4 نفر) از مصرف كنندگان اظهار داشتند كه عليرغم اطلاع از عوارض بد اين داروها باز هم به مصرف آنها مبادرت مي ورزند و 9%(2 نفر) از آنها تصور مي كردند كه ASS هيچ ضرري براي بدن ندارد.
نتيجه گيري: نتايج اين تحقيق حاكي از ميزان مصرف بالاي اين داروها در بين جوانان و عدم آگاهي و يا آگاهاي هاي غلط مصرف كنندگان در مورد عوارض بد اين داروها ميباشد، كه لزوم ايجاد برنامه هاي پيشگيري را هر چه بيشتر آشكار مي سازد.
168.
دکتر علیرضا نوروزی- دکتر جمال شمس- دکتر فرید اراکی- دکتر علیرضا ظهرالدین اثر عصاره جینکوبیلوبا بر دیس کینزی دهانی- صورتی القا شده توسط هالوپریدول در رت
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: درمان مزمن با دارو های نورولیپتیک منجر به ایجاد حرکات ابنورمال دهانی- صورتی در رت می شود « حرکات بی هدف جویدن« (VCM) در جوندگان وسیعا به عنوان یک مدل حیوانی برای تاردیو دیسکینری پذیرفته شده است. استرس اکسیداتیو و محصولات پراکسیداسیون لیپید در پاتوفیزیولوژی بسیاری از اختلافات نورولوژیک از جمله تاردیودیسکینزی دخیل دانسته شده است. از سوی دیگر مطالعات زیادی نشان داده است که جینکوبیلوبا خواص آ«تی اکسدانت و محافظت از نرون دارد. در این پژوهش اثر عصاره گیاهی جینکوبیلوبا روی کاهش دیسکینزی دهانی- صورتی القا شده توسط هالوپریدول مورد بررسی قرار گرفته است.
مواد و روش ها: هالوپریدول با دوز 1.5 میلیگرم به ازای هر کیلو گرم وزن بدن به صورت داخل صفاتی به مدت 21 روز برای القای حرکات بی هدف جویدن مورد استفاده قارا گرفت. عصاره جینکو به صورت گاواژ خوراکی با دوز های 25و 50 و 100 میلی گرم به ازای هر کیلو گرم وزن بدن تجویز شد. ارزیابی رفتاری با مشاهده و شمارش (( حرکات بی هدف جویدن)) انجام شد.
یافته ها: تجویز مزمن هالوپریدول 1- 1.5mg.kg حرکات بی هدف جویدن VCM را در رتها القا کرد (mean difference=8, 67 S.E= 2,452 P=0.012) آنالیز واریانس داده های تفاوت معنی دار میان گروه های هالوپریدول: جینکو25 ، هالوپریدول: جینکو. در هالوپریدول جینکو 100 را آشکار ساخت ( 002. 0 = P 4 = df 80/5 =F ). تجویز همزمان عصاره برگ گیاه جینکوبیلوبا با دوز per os) 1 mg.kg- 25 ) توانست بصورت معنی داری (( حرکات بی هدف جویدن)) القا شده توسط هالوپریدول را کاهش دهد (016 ، 0P= 2.36 S.E= 02 ،8 - = (meandifference= اما کاهش (( حرکات بی هدف جویدن)) با دوز های 50 و 100 معنی دار نبود.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش حذف اثر کاهش عصاره گیاهی جنیکوبیلوبا بر دیسکنزی دهانی- صورتی القا شده توسط هالوپریدول با افزایش دوز را آشکتار می کند. مطالعته بیشتر بر روی دوز های پایین تر برای روشن کردن یک رابطه دوز پاسخ دو فازی پیشنهاد می شود. این مطالعه از جینکوبیلوبا به عنوان یک عامل مفید در پیشگیری از ایجاد تاردیودیسکنزی در بیمکارن تحت درمان با دارو های نورولپتیک حمایت می کند.
169.
دكتر كريم زادگان – دكتر افتخار – دكتر غياث تعيين فراواني وابستگي، سوء مصرف و مصرف تركيبات آمفتامين و شبه آمفتامين در دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي ايران در سال تحصيلي 84-83
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: مواد و روشها: در اين مطالعه مقطعي توصيفي محاسبه حجم نمونه 400 مورد از دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي ايران مورد ارزيابي قرار گرفتند. داده ها جمعآوري شد و توسط برنامه SPSS مورد آناليز آماري قرار گرفت.
نتايج: متوسط سني افراد بررسي 3.13 ±23.30 سال بود. 5/1% موارد (6 نفر) ecstasy مصرف كرده بودند. در مورد آمفتامين و ريتالين نيز 4% (61 نفر) اين مواد را مصرف كرده بودند. علائم عدم مصرف نيز در 8 نفر ديده شد (36.3% افراد مصرف كننده). مصرف حشيش در 28 نفر (7%) وجود داشت. از كل 22 مورد مصرف كنندگان اكستازي و آمفتامين، 17 مورد پسر بودند كه اختلاف آماري معنا دار بود (chi2 P<0.05) از كل 28 مورد مصرف كنندگان حشيش، 6 مورد آنها آمفتامين و يا اكستازي نيز مصرف مي كردند كه اختلاف آماري معنا دار بود (Chi2 P<0.05)
بحث: آنچه از نتايج اين مطالعه و نيز مقياس آن با مطالعات قبلي بدست مي آيد اينست كه مصرف تركيبات آمفتاميني و شبه آمفتاميني در جمعيت مورد مطالعه، علي رغم امتناع احتمالي برخي پاسخگويان از دادن پاسخ صحيح،از آمارهاي جهاني اندكي بالاتر است كه اين نكتهاي قابل توجه مي باشد كه بايد در سياست گذاريهاي بهداشتي مورد توجه قرار گيرد.
170.
دکتر کتایون خوشایی- دکتر ستاره فروزان- شهرام مرادی بررسی عوامل خطر ساز در اختلال بیش فعالی/ کمبود توجه در کودکان
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: اختلال بیش فعالی/ کمبود توجه یکی از شایعترین اختلالات رفتاری در دوران کودکی است بطوریکه حدود 3% تا 6 % کودکان مقطع ابتدایی به آن مبتلا هستند. در مورد سبب شناسی و عوامل خطر سازی که ریسک ابتلا به اختلالا بیش فعالی/ کمبود توجه را افزایش می دهد، قبلا تحقیقات زیادی انجام گردیده است اما در زمینه جنبه های مربوط به خانواده تحقیقات کم و نتایج متنقاص است. پژوهشحاضر به بررسی عوامل خطر ساز مربوط به خانواده در اختلال بیش فعالی و نقص توجه می پردازد.
مواد و روشها: به منظور انجام پژوهش، 192 کودک با تشخیص استاندارد اختلال بیش فعالی/ کمبود توجه و 210 کودک سالم بعنوان گروه کنترل انتخاب شدند: دو گروه فوق از نظر مشخصات دموگرافیک با یکدیگر همتا سازی شدند. عوامل خطر ساز شامل جنس پسر، خویشاوندی والدین، تاریخچه اختلال بیش فعالی/ کمبود توجه در والدین یا سایر بستگان، تاریچه اختلالات روانی در والدین و رتبه تولد اول یا دوم بودن با استفاده از روش های آماری و آزمونی خی بین دو گروه مبتلا و سالم بررسی شدند.
نتایج: در گروه کودکان مبتلا 79.3% و در گروه کودکان سالم 54.3% پسر بودند. خویشاوندی بین والدین، تاریخچه مثبت ابتلا به اختلال بیش فعالی در والدین و بستگان، سابقه ابتلا به انواعی از اختلالات روانی در والدین و بستگان و نیز فرزند اول و دوم بودن از عوامل خطر ساز این اختلال هستند.
نتیجه گیری: اختلال بیش فعالی/کمبود توجه با عوامل خطر ساز خانوداگی فراوانی همراه است. در نتیجه ضروری است که در برنامه ریزی های جزء و کلان بهداشت روانی کشور، کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ کمبود توجه و خانواده های آنان بعنوان یک سیستم درگیر مشکل در نظر گرفته شوند.
171.
دكتر سپيده اميدواري – دكتر علي منتظري – دكتر علي شهيد زاده ماهاني عوامل موثر بر رضايتمندي بيماران بستري در بخشهاي روانپزشكي: يك مطالعه كيفي
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: ارزيابي كيفيت مراقبت ارائه شده، امري اساسي در سنجش مداوم مراكز درماني و ارتقاي كيفيت آنها است. رضايت بيماران يكي از شاخصاي مهم كيفيت مراقبت و ارائه خدمت است. مطالعه حاضر بعنوان بخشي از يك مطالعه بزرگتر، به منظور بررسي عوامل موثر بر رضايت بيماران بستري در بخش هاي روانپزشكي، انجام شده است.
روش كار: به منظور مشخص كردن ديدگاه بيماران در مورد رضايتمندي از بخش هاي روانپزشكي در دوران بستري، مطالعاتي كيفي با استفاده از مصاحبه نيمه ساختار يافته عميق فردي عميق فردي انجام شد. جهت دستيابي به بيشترين گوناگوني، نمونه گيري هدفمند مورد استفاده قرار گرفت. 28 بيمار كه علائم و نشانه هاي بيماري آنان فروكش كرده بود و حداقل به مدت 7 روز در بخش روانپزشكي بستري بودند يا پيش از اين بستري شدن بيمارستان آموزشي در تهران، مورد مصاحبه قرار گرفتند. مصاحبه ها توسط روانپزشكي كه عضو تيم درماني بيمارستانهاي آموزشي تهران، مورد مصاحبه قرار گرفتند. مصاحبه ها توسط روانپزشكي كه عضو تيم درماني بيمارستانهاي مذكور نبود، انجام و تا هنگام حصول اشباع اطلاعات ادامه يافتند. كليه مصاحبهها، ضبط و كلمه به كلمه پياده شدند. سپس اطلاعات، كد گذاري و بر اساس زمينه و موضوع، دسته بندي شدند.
نتايج:
1- مراقبت پرستاري ( همچون دلسوز بودن، مهربان بودن، احترام به بيماران، توجه خواسته ها يا اعتراض هاي بيماران،علاقه به كار، صبور بودن،وارد بودن به كار و ....)
2- مراقبت پزشكان ( مانند دادن اطلاعات به بيمار، كوتاهي نكردن در حق بيماران، وقت گذاري براي گوش كردن صحبتهاي بيماران، دلسوز بودن، مهربان بودن، احترام به بيماران، علاقه به كار و ...)
3- جنبه هاي رفتاري( همچون بد رفتاري پرستاران با بيماران، حرف زدن پرستاران با لحن تند آميز با بيماران، قائل شدن تبعيض بين بيماران از سوي پرستاران، بد رفتاري پرسنل غير درماني با بيماران و ....)
4- راحتي فيزيكي و جنبه هاي اقامتي مانند تميز بودن بخش،مناسب بودن دما ،كيفيت غذا، امكان دستيابي به فضاي سبز، وجود امكانات سرگرمي، وجود نظم و انضباط در بخش و ...)
بحث و نتيجه گيري: نتايج اين مطالعه، هماهنگ با يافته هاي برخي مطالعات ديگر، بر اهميت تعدادي از مفاهيم عملياتي كه مي توانند جهت پايش رضايتمندي بيماران بستري در بخشهاي روانپزشكي، با استفاده از يك پرسشنامه مورد بهره برداري قرار گيرند، تاكيد مي كند.
172.
دكتر سيد ابوالفضل قريشي- دكتر موسوي نسب ارزيابي خود كشي و اقدام به خودكشي 3477 مورد در ايران ( يك متاآناليز)
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: اقدام به خود كشي عملي است كه قصد آسيب رساندن به خود بطور آگاهانه و هدفمند و غالبا در افراد خود محور، مضطرب، متخاصم و ناتوان در برقراري ارتباطات صورت مي گييرد. خود كشي در زمره ده علت عمده مرگ و مير قرار دارد. خود كشي و اقدام به خودكشي يكي از مسائل مهم بهداشت عمومي بوده رفتاري ضد اجتماعي است كه علاوه بر زبان هاي شخصي و خانوادگي يك زيان اجتماعي تلقي مي شود. بر اساس آمار سالانه يك ميليون نفر در جهان خود كشي در مردان و زنان ايراني از اكثر كشور هاي دنيا به ويژه جوامع غربي پايين تر ولي در منطقه خاورميانه در رده بالايي قرار دارد. با هدف جمع آؤري و مقايسه پژوهش هاي انجام شده در سطح كشور اقدام به اين تحقيق شد و داده ها مورد آناليز قرار گرفتند.
روش تحقيق: در اين پژوهش با استفاده از اطلاعات موجود در سيستم اينترنتي و سايت اطلاعرساني وزارت بهداشت و درمان به بررسي كليه مقالات منتشره در مورد اقدام به خودكشي و نيز خودكشي كه در سطح كشور ايران انجام شده و در مجلات معتبر داخلي به چاپ رسيده است، پرداخته شد. از تعداد 84 مقاله مورد ارزيابي 18 مورد قابليت و ورودبه مطالعه را داشتندكه مورد ارزيابي قرار گرفت. از نواحي جغرافيايي مختلف كشور اطلاعاتي در دست بود كه منجر به فرامنطقه اي شدن مطالعه گرديد. مطالعاتي كه داراي اطلاعاتي كافي در جهت ارائه اطلاعات آماري در مورد متغير هاي جمعيت، وضعيت جنسي، سني، تشخيص، نوع اقدام و سوابق روانپزشكي قبلي بودند- جهت تجزيه و تحليل وارد مطالعه شدند- از مطالعاتي كه داري داده هاي پراكنده و ناقص بودند استفاده نشد – ممكنست چند مطاله در يك منطقه جغرافيايي ولي با روش هاي ارزيابي متفاوت انجام شده باشند كه همه آنها در مطالعه گنجانده شدند- از روش آناليز آماري توصيفي استفاده شد و قبل از تركيب داده ها، سعي در همسان سازي اطلاعات شد. در ارزيابي اوليه داراي 14 متغير بوديم كه از بين آنها 6 مورد در ارزيابي آماري مورد استفاده قرار گرفتند.
نتايج: در ابتدا 86 مطالعه گزيده شد كه از بين آنها و با توجه به كراترياي ورودي، 18 مطالعه و با جمعيت مورد ارزيابي 3477 نفر وارد مطالعه شدند. 16.19 (84%) مطالعات ورودي در بعد از سال 1370 و 3.19 16%قبل از سال 70 بوده اند- ميانه محاسبه شده در مارد اققدام به خوكشي در 14 مقاله و مختلف 100 ( حداقل 19 – حداكثر 1029) بوده است – در 10 مطالعه با جمعيت 3077 نفر، 2059 نفر (66.9%) زن و 1018 (%33.1) مرد بودند. در 6 ميانگين سني 26/9، با SD=9/63 بود. در 6 مطالعه رنج سني مشخص شده در اكثر مردان بين 30-39 ئ در زنان زير 30 سالگي بود. در 13 مطالعه جمعيت شهري و در يكي از مطالعات اطفال 6-13 سال مورد بررسي بودند كه 22 نفر (38%) دختر بودند كه نشان دهنده كاهش احتمال موارد خودكشي در دختران نسبت به پسران است. در 5 مطالعه انجام شده و با جمعيت 1735 نفري تعداد 1245 نفر ( 76/71%) سابقه بيماري اختلال خلق از نوع افسردگي را دارا بودند – از 6 مطالعه ورودي در مورد سوء مصرف دارو بعنوان عامل اقدام به خودكشي بحث شده است كه 834 نفر جمعيت مورد مطالعه 471 نفر (52.5%) اقدام به سوء مصرف دارو به منظور خودكشي داشتهاند و در 5 مطالعه در مورد شيوع خودكشي در ايران متوسط خودكشي 9.4 در 100000 بدست آمده كه حداقل مورد گزارش 3.2 در 100000 و حداكثر 18/23 در 100000 گزارش شده است.
نتيجه گيري: اقدام به خودكشي - تحت تأثير فاكتورهاي متعددي تحصيل مي شود كه مي تواند شامل عواملي چون سن، جنس، سايكوپاتولوژي زمينهاي، سابقه خانوادگي و اقدام قبلي باشد. وجود عوامل فرهنگي، مذهبي و جغرافيايي در بروز آن بي تأثير نيست و فرهنگهايي كه به منع مذهبي خودكشي را مذموم مي دانند نقش بازدارندگي موثري دارد و شيوع خودكشي در ايران نسبت به آمار جهاني پايين تر است و روش مورد استفاده به منظور اقدام به خودكشي در اكثر موارد اقدام از طريق سوء مصرف داروها و سموم مي باشد.
نسبت جنسي اقدام به خودكشي در ايران، زن به مرد حدود 2 به 1 است كه متفاوت از آمار جهاني است كه حدود 4 به يك است، نسبت عملي خودكشي نيز متفاوت از آمار جهاني و با توجه به دو گزارش در زنان بيشتر است. هر چند گزارشاتي مبني بر شيوع بيشتر خودكشي در مردان نسبت به زنان به نسبت تقريبي 2 به يك وجود دارد. روش شايع تر خودكشي در مردان حلق آويز كردن و در زنان خودسوزي مي باشد.
173.
دكتر حبيب اله خزايي- دكتر مرضيه عصاره- ليبا رضايي- مهندس غلام رضا عبدلي بررسي فراواني علل انتخاب خودسوزي به عنوان شيوه خودكشي در مراجعه كنندگان به مركز آموزش درماني امام خميني (ره) كرمانشاه 1385 – 1384
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: خودسوزي خشن ترين و يكي از كشنده ترين شيوه هاي خودكشي است كه به عنوان يكي از مشكلات جدي بهداشت رواني مورد توجه مي باشد. علاوه بر آمار مرگ و مير بالاي ناشي از اين اقدام، بازماندگان نيز با مشكلات خاصي روبرو هستند كه كيفيت زندگي را عميقا تحت تاثير قرار مي دهد. شناسايي علت يا علل انتخاب خود سوزي به عنوان شيوه خدكشي مي تواند در مداخلات پيشگيرانه از اين اقدام موثر باشد.
روش ها و مواد: در اين بررسي توصيفي با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه اطلاعات مربوط به علت يا علل انتخب اين شيوه از 80 نفر از اقدام كنندگان به خود سوزي در بخش سوختگي بيمارستان اما خميني (ره) جمع آوري گرديد و نتايج مورد برررسي آماري قرار گرفت.
نتايج: در جمعيت مورد مطالعه كه اكثرا زنان بيسواد، متاهل خانه دار بودند، موارد سهولت خودكشي، امكان موفقيت، اقدام تكانه اي، الگو گيري از ديگران، جلب توجه، انتقام، ابراز شجاعت، پنهان ماندن و خود كشي علل انتخاب اين شيوه بودند كه بيشترين فراواني مربوط به اقدام تكانه اي (06 درصد) و كمترين فراواني مربوط به ابراز شجاعت (11.3) بود و 87.5 درصد از اين افراد از اقدام خود پشيمان بودند.
بحث و نتيجه گيري: نتايج حاصل از اين بررسي نشان ميدهد مه خود سوزي شيوه اي آشنا در بين اقدام كنندگان مي باشد كه اين افراد با آشنايي به ويژگي هاي همراه با اين شيوه آنرا انتخاب نموده اند و خود سوزي به سبك ثابتي تمايل به تداوم تكرار در گروه خاصي دارد. لذا مداخلات پيشگيرانه مناسب يا تاكيد بر اطلاع رساني دقيق در رابطه با پيامدهاي اين اقدام همراه با ساير مداخلات بهداشت رواني مي تواند در كاهش بروز خود سوزي موثر باشد.
174.
دكتر الهه سهيمي ايزديان – دكتر رحيمي موقر بررسي و تحليل سه دهه پژوهش هاي بهداشت روان در بيماري ها و مسايل طبي
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: هدف از اين مطالعه، بررسي و تحليل مقالات پژوهشي بهداشت روان در بيماري ها و مسائل طبي منتشره در سال هاي 1381-1352 مي باشد.
مواد و روش ها: اين مطالعات با استفاده از بانك اطلاعات بهداشت روان كشور (Iranpsych) انجام شد. كليه مقالات پژوهشي منتشر شده در يك دوره سي ساله، بين فروردين 1352 تا اسفند 1381 (معادل ژانويه 1973 تا دسامبر 2003 ميلادي) از نظر بهداشت روان در بيماري ها و مسائل طبي در زمينه هاي زير مورد بررسي قرار گرفتند: اطلاعات مقاله نگاري حوزه هاي اصلي، موضوعات، روش، محل، منبع، حمايت مالي پژوهش و نوع همكاري بين نويسندگان مقاله.
يافته ها: از تعداد 3031 مقاله بهداشت روان 661 مقاله (20.2%) در زمينه بهداشت روان در بيماريها در مسائل طبي بوده است. قريب با اتفاق اين مقالات 74% در مجلات عمومي پزشكي به چاپ رسيدهاند. روند انتشار آنها افزاينده بوده، اكثريت مقالات در حوزه علوم باليني و سپس روانشناختي انجام شدهاند. بيشترين تعداد مقالات به بيماريهاي زنان، باروري و ناباروري اختصاص داشتهاند. شايع ترين اختلالات روانپزشكي مورد بررسي اختلالات خلقي، اختلالات مرتبط با مواد و اضطرابي بوده اند. روش شناسي بيش از نيمي از مقالات مقطعي بوده و در نزديك به نيمي از مقالات بين رشتهاي مختلف همكاري وجود نداشت.
نتيجه گيري و توصيهها: در سالهاي اخير رشد چشمگيري در تعداد پژوهش هاي منتشره در اين زمينه صورت گرفته است. كه مي تواند نشان دهنده پذيرش و استقبال محققان بهداشت و روان و رشته هاي ديگر و پزشكي نسبت به پژوهش هاي بهداشت روان در بيماري هاي و مسائل طبي باشد. از آنجا كه عوامل روانشناختي باعث افزايش احتمال بروز، تشديد و تغيير در سير و عاقبت بيماريهاي طبي مي شوند شايسته است. توجه بيشتري به روانپزشكي بين بخشي از جانب مسئولان مبذول گردد. و اطلاع رساني كافي به متخصصين حرف پزشكي در مورد اختصاصي و دقيق بودن روشهاي پژوهش روانپزشكي و روانشناسي انجام شود.
175.
دكتر فاطمه رنجبر – دكتر سيد محمد علي قريشي زاده -دكتر نسترن خدايي بررسي ميزان آگاهي بيماران روانپزشكي و خانواده آنها در مورد بيماري و نحوه درمان در بيمارستان رازي تبريز
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: بيماريهاي روانپزشكي معمولا ماهيتي مزمن دارند. لذا نتيجه درمان بستگي به ميزان همكاري بيمار دارد. هدف از مطالعه بررسي ميزان آگاهي بيماران و خانواده آنان در مورد بيماري مي باشد.
مواد و روش ها: يكصد بيمار روانپزشكي سرپايي به روش نمونه گيري آسان كه سابقه حداقل يك بار بستري و گذشت حداقل يكسال از تشخيص بيماري را داشتند، انتخاب و توسط پرسشنامه تنظيم شده ميزان آگاهي بيماران و مراقبين درجه يك آنان مورد بررسي قرار گرفت.
نتايج: از كل بيماران18% نام بيماري خود را مي دانستند، 45% علائم بيماري را تا حدودي درست و 27% با علت بيماري خود آشنايي داشتند، 42% از طول درمان مود نياز و 59% با عوارض قطع دارو آشنايي داشتند. اين ميزان آگاهي در مورد خانواده هاي آنان به ترتيب شامل 37% 52% 48%، 77%، 90% بود.
نتيجه گيري: در مداواي بيماران روانپزشكي بايستي در كنار درمان دارويي، آموزشهاي مورد نياز را به بيماران و خانواده هاي آنان را ارائه نمود.
176.
دكتر سيد محمود طباطبايي – دكتر رخساره يكه يزدان دوست- دكتر فريبا فخرايي- محبوبه دادفر بررسي برخي از ويژگي هاي جمعيت شناختي و مشكلات بهداشتي رواني 80 زن روسپي ساكن مركز بهزيستي طوس شهر مشهد در سال 1382
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: زنان نيمي از جمعيت هر جامع هرا تشكيل مي دهند و به جهت مسئوليت هاي مهمي كه بر عهده آنها مي باشد از جمله حضور در عرضه پيشرفته جامعته، تربيت فرزندان و ... از مهمترين اركان بهداشت و سلامت جامعه تلقي مي گردند.لذا بررسي و حل مشكلات آنها ضروري به نظر مي رسد. يكي از مسائلي كه در جامعه ما ديده مي شود مسئله روسپيگري است كه يك آسيب و انحراف اجتماعي تلقي ميشود. شواهد نشان مي دهد كه روسپيان دچار مشكلات بهداشت رواني مي باشند. در رابطه با اعتيادشان رفتار هاي پر خطر دارند كه مي تواند بيماري هاي ايدز و هپاتيت را به دنبال داشته باشد و بايستي براي كمك آنها تدابير مناسبي انديشيد.
هدف: هدف از انجام اين پژوهش بررسي ويژگي جمعيت شناختي و مشكلات بهداشت رواني زنان روسپي ساكن مركز بهزيستي طوس شهر مشهد در سال 1382 بوده است.
مواد و روش ها: اين پژوهش مقطعي- توصيفي مي باشد. نمونه پژوهش شامل 80 نفر از زنان روسپي ساكن در مركز بهزيستي طوس شهر مشهد بودند كه به طريق نمونه گيري در دسترس انتخاب شدند.
ابزراهاي پژوهش شامل پرسش نامه ويژگي جمعيت شناختي، مصاحبه باليني طبق معيارهاي DSM-IV و آزمون هوشي بوده است. روش اجراي پژوهش به صورت مصاحبه حضوري و فردي بوده است. اطلاعات به دست آمده با نرم افزار SPSS و آمارهاي توصيفي مورد تجزيه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
نتايج: يافته ها نشان داد كه 63.75 درصد در دامنه سني 20-11 سال قرار داشتند. سطح تحصيلات كليه افراد زير ديپلم بود. 72.5 درصد از والدين آنها را هم جدا شده بودند. 58.75 درصد سرپرست دوره كودكي آنها پدر يا مادر بود. 38.75 درصد از آنها در دوران كودكي مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفته بودند كه 36 درصد توسط محارم ( پدر و برادر) انجام شده بود. 59 درصد اولين تجربه جنسي را در سن زير 15 سالگي داشتند. 86.25 درصد تشخيص اختلال هاي روانپزشكي داشتند. 77.5 درصد اختلال افسردگي اساسي، 67.5 درصد اختلال اضطرابي، 42.5 درصد مصرف مواد مخدر و 19 درصد مصرف الكل داشتند. 83.75 درصد تشخيص اختلالات شخصيت داشتند. 41.25 درصد اختلال شخصيت مرزي و 15 درصد ضد اجتماعي داشتند. از نظر وضعيت هموشي 42.5 درصد مرزي و 13.75 درصد عقب مانده ذهني خفيف بودند. 11.25 درصد سابقه بيماري صرع داشتند.
نتيجه گيري: به نظر مي رسد در جامعه ما سن ورود به روسپيگري در حال كاهش است و روسپيان از حداقل سواد برخوردار هستند. ويژگي هاي آسيب زاي خانواده مثل روابط متزلزل درون خانواده، محروميت از يكي از والدين (به ويژه پدر)، فقدان حمايت اجتماعي بي سرپرستي و بد سرپرستي به دليل طلاق، تك والدي و ... از مسائلي است كه روسپيان با آن روبرو هستند. سوء استفاده جنسي دوران كودكي زمينه را براي تبديل قربانيان به روسپيان آينده آماده مي سازد. وجود مشكلات بهداشت رواني كودكي را زمينه را براي تبديل قربانيان به روسپيان آينده آماده مي سازد. آموزش مهارت هاي زندگي به والدين و به نوجوانان دختر، تشكيل وتقويت سازمان هاي غير دولتي جهت حمايت و راهنمايي اين زنان، افزايش توان سازمان بهزيستي كشور از طريق ارتباط با سازمان هاي غير دولتي، آموزش شغلي، محافظت و مراقبت در برابر تجاوز جنسي، ايجاد شهرك هاي درماني براي اختلالات شخصيت به ويژه مرزي و ضد اجتماعي به عنوان راهكارهاي عملي و پيشگيري و كاهش اين معضل اجتماعي پيشنهاد مي شود.
177.
دكتر محمد اربابي – دكتر علي اكبر نجاتي صفا- دكتر سميه يوسفي- دكتر سارا مهديان. بررسي شيوع تجربه آزار و اذيت در بيماران روانپزشكي ساكن در جامعه
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: زمينه: انگ اجتماعي و تبعيض، يكي از مشكلات ديرينه افراد مبتلا به بيماري هاي روانپزشكي ساكن در جامعه است تا كنون در كشور ما شيوع فراواني و ميزان تجربه آزار و اذيت بيماران مبتلا به بيماري هاي روانپزشكي مورد ارزيابي قرار نگرفته است.
هدف: اين مطالعه به منظور تعيين شيوع فراواني و ميزان آزار و اذيت تجربه شده توسط افراد مبتلا به بيماري هاي روانپزشكي ساكن در جامعه در مقايسه با جمعيت عمومي انجام شده است.
روش: فراواني تجربه آزار و اذيت افراد از طزيق مصاحبه نيمه ساختار يافته با 112 بيمار مبتلا به بيماري هاي روانپزشكي مراجعه كننده به بيمارستان روزبه و نيز 104 فرد از گروه كنترل با سن و جنس مشابه از جمعيت عمومي به دست آمده است.
يافته ها: تجربه آزار و اذيت در جامعه در بيماران مبتلا به بيماري هاي روانپزشكي (61.3 %) برابر افراد گروه كنترل (7.6%) از جمعيت عمومي مشاهده گرديد، شايع ترين نوع آزار و اذيت توهين كلامي بود كه بيماري رواني افراد مبتلا اشاره داشتند و عمدتا توسط افراد خانواده بيماران مبتلا به بيماري هاي روانپزشكي انجام گرفته است.
نتيجه گيري: تجربه آزار و اذيت بطور واضح در افراد مبتلا به بيماري هاي روانپزشكي نسبت به افراد معول جامعه بيشتر است و اين تجربيات مي تواند اثر تعيين كننده در بيماري اين افراد داشته باشد.
178.
دكتر علي رضا نوروزي- دكتر ياسمن متقي پور- دكتر مهدي صميمي اردستاني
دكتر علي رضا نوروزي- دكتر ياسمن متقي پور- دكتر مهدي صميمي اردستاني اثر گذراندن بخش روانپزشكي بر نگرش دانشجويان سال پنجم پزشكي نسبت به روانپزشكي و تمايل آنها براي انتخاب روانپزشكي به عنوان يك شغل در آينده
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: مقدمه: نگرش دانشجويان پزشكي نسبت به روانپزشكي وسيعا در كشور هاي ديگر مورد پژوهش قرار گرفته است. نگرش مثبت به روانپزشكي مي تواند پزشكان آينده را به نيازه هاي روانشناختي و اختلالات روانپزشكي همزمان در بيمارانشان در تمام شاخه هاي پزشكي پاسخ گوتر نمايد. شمار زيادي از بيماران رواني به پزشكان غير روانپزشك مراجعه مي كنند و بخش زيادي از پزشكي سوماتيك با تعريف محدد تحت تاثير عوامل سايكولوژيكال است.
هدف: هدف از اين پژوهش ارزيابي تاثير گذراندن بخش روانپزشكي روي نگرش دانشجويان پزشكي نسبت به روانپزشكي و تمايل شغلي به اين رشته بود اين پژوهش همچنين رابطه ميان خصوصيات دموگرافيك دانشجويان را با نگرش نسبت به روانپزشكي و تمايل شغلي به روانپزشكي را قبل و بعد از شركت در بخش روانپزشكي پاسخ دادند.
يافته ها: دانشجويان قبل از گذراندن بخش روانپزشكي با امتياز ميانگين 84.14 نگرش مطلوبي نسبت به روانپزشكي نشان دادند (امتياز خنثي 73 ).
پس از گذراندن بخش روانپزشكي نگرش دانشجويان پزشكي نسبت به روانپزشكي به صورت معني داري در جهت مثبت تغيير نشان داد(t=1.85 d=107 P=0.000) .
تمايل شغلي دانشجويان به روانپزشكي ميز به صورت معنا داري افزايش يافت.(Z=2 .111 P=035) بهبود در نگرش دانشجويان با افزايش تمايل شغلي به روانپزشكي همراهي داشت.
(rho=0.170 P=0.032) .
نتيجه گيري: اين پژوهش نتايج مطالعات قبلي مبني بر اثر مثبت آموزش روانپزشكي روي نگرش دانشجويان نسبت به روانپزشكي و تمايل شغلي نسبت به اين رشته را تاييد كرد. بنابراين آموزش روانپزشكي در دانشكده پزشكي نه تنها پزشكان آينده را نسبت به نياز هاي روانشناختي بيماران پاسخگو تر مي نمايد بلكه روي انتخاب شغلي اين رشته به عنوان تخصص تاثير دارد.
179.
دكتر گودرز عكاشه سلامت رواني بيماران بستري در بخش هاي داخلي بيمارستان شهيد بهشتي كاشان در سه ماهه آخر سال 83
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: تحقيقات نشان دادند كه اختلالات روانپزشكي در بيماران بستري در بيمارستان عمومي شايع مي باشد و دامنه آن از 30 تا 60% گزراش گرديد. به علاوه وجود اختلال روانپزشكي باعث طولاني شدن مدت بستري بيماران و افزايش هزينه ها و همچنيني بستري شدن مكرر بيماران مي گردد. اين پژوهش در بخشهاي داخلي بيمارستان شهيد بهشتي كاشان( كه يك بيمارستان عمومي است) صورت پذيرفت.
اين پژوهش توصيفي با استفاده از پرسشنامه هويت و GHQ28 و مصاحبه باليني بر روي 260 بيمار صورت گرفت.
نتايج نشان داد كه 54.2 بيماران نوعي اختلال رواني داشتند. اختلال خلقي در رأس بوده سپس اختلالات اضطرابي، سوماتوفرم و سايكوز به ترتيب در رتبه هاي بعد قرار داشتند.تفاوت جنسي در اين پژوهش معنا دار بود(زنان 65.9%، مردان 42.7.7%) ميانگين سني در اختلالات خلقي 55.4% و افراد متأهل بيش از افراد مجرد بودند.
بر حسب نوع اختلال طبي، اختلال خلقي و اضطرابي به ترتيب در بيماران تنفسي 28.6% در مقابل 14.3% در بيمارستان گوارشي 40% در مقابل، 50%، در بيماران قلبي عروقي 50% در مقابل 11.6%، در بيماران كليوي 34.6 در مقابل 19.2%، در بيماران داخلي اعصاب(نورولوژي) 41.1% در مقابل 5.8%، در بيماران غدد دروني ريز 19.2% در مقابل 5.6% در بخش پوست 05% در مقابل 0% و در ساير بيماريها 52% و در مقابل 6.3% بود.
وفور اختلالات روانپزشكي( 45.2%) اهميت وجود بخش روانپزشكي و روانپزشكي رابط – liaison) (Psychiatry) را در بيمارتسان هاي عمومي نشان مي دهند.
180.
دكتر ضياء قائم مقام فراهاني – دكتر سيد علي رضا جزايري – دكتر مهشيد فروغان – فريد براتي تأثير توانبحشي رواني اجتماعي در پيشگيري از زمان و بروز ناتواني در بيماران رواني، نگرش متخصصان بهداشت رواني كشور
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: تأكيد اصلي توانبخشي در روانپزشكي بر بازگرداني كاركردهاي اجتماعي و حرفهاي مبتلايان به اختلالات رواني و پيوستگي مجدد آنان به اجتماع است. نيل به اين هدف مستلزم نگرش مثبت و منطقي و استفاده مناسب از انواع توانبخشي هاست. پژوهش حاضر با هدف بررسي نگرش متخصصان بهداشت رواني كشور نسبت به تأثير 4 نوع توانبخشي انجام شده است.
روش: پژوهش كنوني جزئي از يك مطالعه وسيعتر است. كه به شيوه پيمايش مقطعي – توصيفي انجام گرفته است. پرسنامه مورد استفاده در اين پژوهش در چند مرحله با نظر متخصصان با تجربه رشتههاي مختلف تدوين تعديل وكنترل شد. اعتبار و پاياني كل پرسشنامه و هر يك از مقياس ها در مطالعه مقدماتي مشخص گرديد. ضريب آلفاي كرونباخ براي مقياس مورد نظر 80% و روايي محتوايي و صوري آن بالا بود. در اين مقياس از پاسخ دهندگان خواسته شده بود تا چهار نوع توانبخشي طبي رواني، اجتماعي، و حرفهاي را بر حسب ميزان تأثير آنها در پيشگيري از ازمان به ترتيب كم اهميت ترين (نمره1) تا مهمترين (نمره 4) نمره گذاري كند. 400 پرسشنامه در تهران و شهرستانها توزيع شد. 360 فرم برگشت 231 فرم واجد شرايط بررسي شد با استفاده از شيوه هاي آماري توصيفي استباطي و نرم افزار SPSS نسخه از داده ها تجزيه و تحليل شد.
نتايج و يافتهها: 57 ( 51%) جمعيت نمونه مرد بودند. رشته تحصيلي 13 (38%) آنان روانشناسي، 32(25%) روانپزشكي، 94(15%) پرستاري و بقيه 64(02%) از ساير رشته هاي تخصصي بود. 5(35%) در مراكز بستري، 7(10%) سرپايي و 7(53%) در هر دو مراكز و از حداقل يك تا هشت سال و حداكثر 25 تا 32 سال سابقه فعاليت داشتند.
يافته هاي تحقيق نشان داد كه بين نگرش متخصصان بهداشت رواني درباره اهميت توانبخشي رواني (X216.8,df=7,s=0.01,P<0.01) توانبخشي اجتماعي (X2,df=7,S=0.0001,P<0.01). 27.97 در توانبخشي حرفهاي (X2=37.51,df=7,S=0.001,P<0.01) تفاوت معني دار بوده ولي درباره توانبخشي طبي اين تفاوت معني دار نيست.(P0.25,MS=0.25,df=7) تحقيق نشان داد كه متخصصان همه رشته ها ، توانبخشي رواني را مهمترين نوع توانبخشي دانسته و بهاي كمتري به توانبخشي هاي ديگر بويژه توانبخشي حرفهاي (به استثناي كار درمانگران) مي دهند.
نتيجه گيري: با توجه به نقش عوامل طبي و اجتماعي و نيز تأثير كار و اشتغال درهم آميزي اجتماعي ارتقاء سطح آموزش هاي تخصصي در اين زمينه براي تغيير نگرش ضروري مي نمايد.
181.
دكتر سامان توكلي – دكتر حسين كاوياني – دكتر ونداد شريفي – دكتر مجيد صادقي – دكتر اكبر فتوحي مؤلفه هاي شناختي، هيجاني و رفتاري انگ زدن به افراد دچار بيماريهاي رواني
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: افراد دچار بيماري رواني، علاوه بر خود بيماري و نشانه هاي ناتوان كنندهي آن، از انگي كه جامعه به آنان مي زند و تأثيرات آن نيز رنج مي برند. افراد دچار اسكيزوفرنيا، به عنوان يكي از بيماريهاي رواني با انگ بيشتري همراه است. مطالعات، وجود نگرش هاي منفي در جامعه و تأثير آن بر درمان جويي و نتيجهي درمان، و عوامل موثر بر آن را بررسي كردهاند. دربارهي انگ بيماران رواني و رابطهي بين اجزاي مختلف شناختي، هيجاني و رفتاري آن، بيش از همه دو مدل و نظريه مطرح است: نظريهي اسنادي و نظريهي ارزيابي خطر. اين مدل ها و نظريه ها در جوامع و فرهنگ هاي اروپايي و آمريكايي آزموده شده اند. اما به نظر منطقي مي رسد كه انگ بيماري رواني متأثر ازعوامل تاريخي، اجتماعي و فرهنگي خاص هر جامعه باشد، و بنابراين در فرهنگ هاي مختلف، متأثر از عوامل خاص آن فرهنگ بوده و تأثيرت ويژهاي خود را نيز داشته باشد. از اين رو بررسي مدل هاي آزموده شده در فرهنگهاي مختلف براي تعميم پذيري اين مدل ها به شكل بين فرهنگي لاطم به نظر مي رسد.
در اين سخنراني، بعد از مروري بر مفهوم انگ بيماري رواني، تأثير آن در درمان جويي و سير بيماري رواني و معرفي مدل هاي استادي و ارزيابي خطر، نتيجة مطالعهاي بين احرازي شناختي، هيجاني و رفتاري انگ زني را به بيماران دچار اسكيزوفرنيا، در نمونهاي از كار آموزان و كارورزان پزشكي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي – درماني تهران را بررسي كرده و از اين طريق اعتبار دو مدل اسنادي و ارزيابي خطر در اين فرهنگ مورد مطالعه قرار داده، ارايه داده مي شود. يافته هاي مطالعهي ما، به طور كلي نشان مي دهند كه هر دو مدل در شكل گيري بخشي از انگ بيماري رواني نقش دارند، و به ويژه در مقايسه با مطالعهي مشابه، به نظر مي رسد كه مدل ارزيابي خطر در ايجاد واكنش هاي هيجاني و رفتاري تبعيض آميز نسبت به افراد دچار بيماري رواني مؤثر بوده باشد. اين امر ممكن است به دليل تفاوت فرهنگي دربارهي اهميت فرديت و مسوليت شخصي، در مقايسه با نقش فرد در رفتار جامعه و تهديد كنندگي او براي اطرافيان باشد. تا جايي كه اطلاعات ما نشان مي دهد، اين مطالعه تاكنون تنها مطالعهاي است كه به بررسي رابطهي بين اجزيا شناختي – هيجاني و رفتاري انگ زني به بيماران رواني در فرهنگ غير اروپايي – آمريكايي پرداخته است.
182.
دكتر آذرخش مكري – دكتر حميد رضا طاهري نخست پرفسور ريچارد شاتفلد – دكتر مارك چاوارسكي سوء مصرف متا انفتامين در درمان وابستگي به ترياك و مرفين اثر سوء دارد
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: ظهور پديده متامفتامين و ساير محركهاي آمفتامين مانند (ATS) به عنوان يك مشكل رو به رشد در ايران ملاحضات مربوط به سلامت عمومي براي گسترش درمانهاي موثر سوء مصرف مواد و پيشگيري از انتقال HIV را پيچيده كرده است در حاليكه مصرف هروئين و ترياك به عنوان مواد اصلي براي سوءمصرف باقي مانده است و بين 2 تا 5، 3 ميليون نفر درگير آن هستند، محققان باليني متوجه صعود ناگهاني در مصرف ATS و اثرات ATS و نتيجه درمان افراد وابسته به مواد افيوني كه وارد طرح آزمايشي باليني مقايسه اثر بخشي بوپرونورفين و درمان نگهدارنده با نالتركسون شده بودند را ارزيابي كرديم. در طي يك دوره 15 ماهه از افراد وابسته به مواد افيوني (17N=) در طرح آزمايش باليني ثبت نام كرديم، ارزيابي ما شامل اطلاعات دموگرافيك پايه و تاريخچه مصرف دارو، مقياس شدت اعتياد (ASI) پايه و ماهيانه و پرسشنامه خطي (ARI) AIDS و مقياس افسردگي مركز مطالعات همه گير شناسي (CES-D) و آزمايشات سم شناسي ادرار و پايه و هفتگي بود. از طريق گزارش فردي و آزمايش سم شناسي (CES-D) و آزمايشات سم شناسي ادرار پايه و هفتگي بود. از طريق گزارش فردي و آزمايش سم شناسي ادرار، مصرف AST ها تعيين مي گرديد. مصرف AST در 117، 41 (%35) موارد يافت شد، شامل 29 نفر كه داراي ملاكها و معيارهاي مشخصتري براي تشخيص سوء مصرف ASTبودند( مصرف 2 روز يا بيشتر AST در 30 روز گذشته با نتايج مثبت در كار آزموده در آزمايشات سم شناسي ادرار بران AST)، مصرف كنندگان ATS كه اعتراف به مصرف داشتند گزارش كردند كه شروع مصرف ATS اخيرا آغاز شده، مصرف كنندگان و سوء مصرف كنندگان در كليه خصوصيات مصرف مواد پايه و دموگرافيك باستثناي مصرف ATS با غير مصرف كنندگان ATS مقايسه شدند. سوء مصرف كنندگان كه به ميزان مصرف آنها بالا بود گزارش دادند كه در طول زندگيشان در مقايسه با غير مصرف كنندگان يا كسانيكه ميزان مصرف كمتري دارند تعدد شركاي جنسي بيشتري داشتهاند (67% در مقابل 58% - 8%= P) و تنها 28% از بيماران گزارش دادند كه به هنگام رابطه جنسي با يك شريك جنسي غير ثابت بطور مداوم از كاندوم استفاده كردهاند. ATS و همچنين اثر سوئي بر نتيجه درمان داشته است. همچنين همبستگي مثبت و معني داري (p<0.01 r=0.4 نتايج تست سم شناسي بيت تعداد جوابهاي مثبت مواد افيوني بيماران و جوابهاي مثبت ATS آنها وجود داشت. همچنين در طي درمان سوء مصرف كنندگان ATS در مقايسه با كساني كه مصرف نداشتند بطور معني داري تعداد آزمايشهاي ادرار مثبت بيشتري داشتند (0.01>P و 8/3 در مقابل 7). يافته هاي قابل توجه اين مطالعه پايلوت شامل نسبت بالاي شيوع مصرف ئ سوء مصرف ATS در بين افراد تحت درمان وابستگي مواد افيوني در تهران، افزايش ريسك رفتارهاي پرخطر جنسي وابسته به سوء مصرف ATS و اثرات سوء مصرف ATS بر روي درمان مصرف غير مجاز مواد افيوني بود. اين يافته ها اشاره بر اهميت غربالگري جهت پيدا كردن مصرف و سوء مصرف ATS در ايران، ارائه مشاوره هدفمند رفتارهاي جنسي پر خطر جهت كاهش خطر HIV ( شامل داشتن شركاي متعدد و عدم استفاده از مداوم از كاندوم) و توسعه درمانهاي اصلاح شده براي بيماران با وابستگي همزمان محركها مواد افيوني دارد.
183.
دکتر محبوبه دادفر ارزیای اثر بخشی برنامه آموزش مهارت های زندگی به خانواده ها از طریق فرهنگسرا ها و مراکز فرهنگی منتخب شهر تهران
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: برنامه آموزش مهارت های زندگی مهمترین برنامه پیشگیری اولیه از آسیب های اجتماعی و ارتقای سطح سلامت روان است و به بسیاری از نیاز های آموزشی وپرورشی خانواده ها پاسخ می دهد. مهارت های زندگی، مهارت شخصی و اجتماعی هستند که افراد باید بیاموزد تا بتواند در مورد خود، انسان های دیگر و کل اجتماع به طور موثر، شایسه و مطمئن عمل نمایند. هدف پژوهش حاضر ظرفبت سازی و تقویت بنیان های ارائه این برنامه از طریق فرهنگ سراها و مراکز فرهنگی شهری و همچنین بررسی قابلیت های این نهاد ها در این برنامه می باشد که به پیشنهاد معاونت سلامت وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی تامین بخشی از بودجه آن به اجرا درآمد.
روش: پژوهش حاضر از نوع مداخله ای می باشد. در این پژوهش محتوای برنامه آموزش مهارت های زندگی طی یک کارگاه 4 روزه به مدرسان این برنامه آموزش داده شد و سپس آنها در کلاس های کارگاهی که در فرهنگ سراها و مراکز فرهنگی منختب شهر تهران (اکثر جنوب شهر) برگزار شد. این مطالب را 1836 نفر که شامل والدین (مادران) طی 2 جلسه آموزش 2 ساعته به شیوه فعال به مدت 2.5 ماه و به صورت رایگان منتقل کردند. جهت برقراری ارتباط و تعامل اجتماعی و انجام فعالیت ها حد نصااب برای تشکیل دوره آموزش، 25 نفر در نظر گرفته شد. آزمودنی ها به روش نمونه گیری در دسترس و داوطلب انتخاب شدند و بر اساس پرسشنامه های محقق ساخته ویژه برنامه آموزش مهارت زندگی مورد ارزیابی کمی ( پیش آزمون و پس آزمون) و کیفی قرار گرفتند.
نتایج: تفاوت معنی داری بین نمره های پیش آزمون و پس آزمون آزمودنی ها در پرسشنامه های یاد دشه مشاهده گردید. بررسی کیفی نیز نشان داد که آنها از دوره آموزشی راضی بوده و این دوره را بسیار ضروری و مفید دانسته و پیشنهاد دادند که طول دوره افزایش یافته و دوره ادامه یابد.
بحث: با توجه به وبزگی های خاص فرهنگ سراهای وابسته به شهرداری به نظر می رسد این نهاد ها در ارایه این مداخله مهم پیشگریرانه، در صورتی که توان NGO ها و متخصصان علاقمند به آ« اضافه شود، از تونای و قابلیت فیزیکی و مقبولیت اجتماعی بالای برخوردار باشند. پیشنهاد می شود بین آ»وزش مهارت های زندگی توسط NGO ها و برنامه های وزارت بهداشت با فعالیت ها و امکانات فرهنگی خاص فرهنگ سراها و مراکز فرهنگی ( از جمله آموزش از طریق تئاتر، موسیقی و ... ) ارتباط بیشتری برقرار شود. طول این دوره های آموزشی افزایش یابد و تداوم داشته باشد و تبلیغ های مختلف در سطوح گسترده ای در خصوص این برنامه انجام گردد. فرهنگ سراها و مراکز فرهنگی ( از جمله آموزش از طریق تئاتر، موسیقی و ...) ارتباط بیشتری برقرار شود. طول این دوره های آموزشی افزایش یابد و تداوم داشته باشد و تبلیغ های مختلف در سطح گشسترده ای در خصوص این برنامه انجام گردد.
184.
دکتر حبیب ا... خزایی بررسی اپیدموژیک مبتلایان به اختلال تبدیلی مراجعه کننده به بیمارستان فارابی کرمانشاه
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: اختلال تبدیلی از جمله اختلالات روانپزشکی است که بدلیل تابلوی بالینی خاص آن یعنی مشکلات حسی و حرکتی بدون منشا عضوی و تاثیر استرس در بروز علائم مورد توجه خاص می باشد. نگرانی خانواده ها از علائم بیمار، مراجعات به اورژانس غیر روانپزشکی و هزینه های درمانی بررسی های پارکلینیکی ضرورن شناسایی دقیق این بیماران را جهت مداخلات درمانی مناسب روشن می سازد.
مواد و ر وشها: در این بررسی کلیه مراجعه کننده با تابلوی بالینی اختلال به بیمارستان فارابی در سال 1384 مورد بررسی قرار گرفتند .و پس از ارزیابی (سمپتوم چک لیست، مصاحبه بالینی) و احراز تشخیص اختلال تبدیلی اطلاعات مربوط به این افراد جمع آوری گردید.
نتایج: از 111 مورد مبتلایان تبدیلی 84.7 درصد زن و 15.3 درصد مرد بودند و گروه سنی 24-15 سال ییشترین فراوانی (44.15 درصد) را به خود اختصاص داده بود. از نظر وضعیت تاهل و تحصیلات زیر دیپلم به ترتیب با فراوانی 4.59 و 62 درصد بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داده بودند. 53.3 درصد از این موارد بستری شدند. مشکلات خانوادگی در 49.5 درصد از موارد عامل موثر در پیدایش بیماری بود.
تشنج کاذب با فراوانی 60 درصد و کوری با 4.5 درصد در بین علائم بیشترین و کمترین فراوانی داشتند.
اختلال افسردگی با فراوانی 39.6 درصد شایعترین اختلال روانپزشکی همراه بود.
بحث و نتیجه گیری: شیوع این اختلال در زنان متاهل با تحصیلات کم و سن کمتر از 30 سال و در زمینه مشکلات خانوادگی با تابلوی تشنج کاذب بیشتر می باشد. لذا ضمن توجه خاص به این گروه از نظر اقدامات بهداشت روانی و پیشگیری در صورت بروز این اختلال، اقدامات درمانی نیز باید متناسب با شرایط آنها باشد.
185.
دکتر سعید محتشم هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: تحقیق حاضر با مقایسه هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دختر و پسر تیز هوش و عادی مرکز پیش دانشگاهی بیرجند در صدد آن است که بررسی کند آیا بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی رابطه ای وجود دارد؟
نتایج:
1. بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی همبستگی معناداری در سطح خطای P<0.01 وجود دارد.
2. بین دانش آموزان تیز هوش و عادی در نمره کل هوش هیجانی تفاوت معناداری وجود نداشت. اما آنها در بعضی از خرده مقیاس های هوش هیجانی متفاوتند که در ابعاد تحمل استرس، خود آگاهی هیجانی و خود ابرازی برتری با دانش آموزان تیز هوش و در بعد مسئولیت پذیری برتری با دانش آموزان عادی بود.
3. بین دانش آموزان دختر و پسر در نمره کل هوش هیجانی تفاوت معناداری وجود نداشت اما آنها در خرده مقیاس های مسئولیت پذیری، شادمانی، واقع گرایی و روابط بین فردی و همدلی متفاوتند که در همه این ابعاد برتری با دختران بود.
186.
دکتر حامد اختیاری بررسی شاخص های تصویری القاء کننده ولع مصرف در معتادین تزریقی هروئین
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: ولع مصرف، هسته مرکزی پدیده اعتیاد را تشکیل می دهد. ولع مصرف عامل ادامه سوء مصرف مواد و همچنین بازگشت به اعتیاذ پس از دوره های درمانی است. لذا بررسی عوامل ایجاد کننده ولع مصرف در جهت اتخاذ شرایطی برای دوری از آنها با تضعیف آنها یکی از مهم ترین نقاط مورد توجه در پژوهش های حیطه اعتیاد می باشد. در میان روش های القاء ولع مصرف، مواجهه با علائم تصویری مرتبط با پدیده سوء مصرف مواداز مهم ترین و تاثیر گزار ترین راه ها به شمار می رود.شناسایی و بررسی این علائم و نشانه های تصویری که وابستگی بالایی به فرهنگ جامعه و روش های اختصاصی بومی سوء مصرف مواد دارند از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است در این مطالعه تلاش شده است این شاخص ها برای معتادین تزریفی هروئئین ایرانی تعیین و اثر سنجی شوند.
روش ها و ابزار ها: در این مطالعه پس از شناسایی ده عامل اصلی تصویری ایجاد کننده احتمالی ولع مصرف ، برای هر عامل پنج تصویر در شرایط مختلف تهیه شد. 50 موفیت حاصل به قید قرعه شماره گذاری شده و با نمایش تصادفی آنها از آزمودنی ها خواسته می شد برای هر تصویر بر اساس میزان تحریک کنندگی آن برای مصرف نمره ای از 0 تا 9 در نظر بگیرند.میزان تاثیر گذاری کلی تصاویر نیز بعد از اتمام نمایش کل تصاویر انجام شد. در این مطالعه 32 معتاد مرد تزریقی با میانگین سنی 34 سال و میانگین مدت اعتیاد تزریقی 6 سال قبل از ورود به دوره های درمانی با رضایت شخصی شرکت نمودند.
نتایج: تحلیل مشخص ساخت بالاترین تاثیر گذاری مربوط به خود هروئین (بسته بندی شده یا آماده)، سوزن تزریق و عمل تزریق می باشد. همچنین بررسی های آماری مشخص ساخت میزان کلی یا جزئی تاثیر پذیری از تصاویر با طول دوره اعتیاد ارتباط معنی داری ندارد. بررسی نتایج میزان تاثیر گذاری کلی تصاویر، نشانگر توانایی بالایی این روش القای ولع در ایجاد تمایل به مصرف در حد رضایت بود. اما این تصاویر در ایجاد علائم جسمانی قطع مصرف مانند دل پیچه یا تعریق در حد کم عمل کردند.
بحث: نتایج این مطالعه نشانگر کارآیی بالای تصاویر در القاء ولع مصرف می باشند. بر اساس نتایج این مطالعه می توان ادعا کرد هر چقدر تصاویر ارتباط معنایی و زمانی بیشتری با لحظه اوج لذت در هنگام تزریق هروئین داشته باشند توانایی بیشتری نیز در القاء ولع مصرف خواهند داشت. در این میان اسکناس های هزار تومانی به عنوان واحد خرید هروئین نیز توانایی القای ولع مصرف قابل توجهی در این مطالعه از خود نشان دادند. بر اساس این مطالعه بین مدت زمان ابتلاء به اعتیاد و شدت تاثیر پذیری از تصاویر ارتباط معنی داری وجود نداشت. کاربردهای مطالعاتی و بالینی این نتایج در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
187.
دکتر سید ابوالفضل قریشی بررسی میزان تاثیر مشاوره در خانواده افراد وابسته به مواد افیونی و توانمند سازس آنان برای مواجهه با بحران های خانواده
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: گرایش به اعتیاد از جمله عوامل گریبانگیر جوانان و خانواده های آنان بوده که منجر به ایجاد بار عاطفی و نهایتا مشکلات عدیده ای برای خانواده هاست. فرد معتاد خود دارای مشکل است و تعاملات وی با خانواده و نهایتا اجتماع منجر به بروز بحران و نا امنی در خانواده می گردد. لذا در جهت درمان، علاوه بر ترمکز بر روی فرد معتاد، جهت توامندی خانواده ها از گروه های حمایتی استفاده شده است. تاثیر گذاری ایجاد گروه های حمایتی در جهت تغییر روش زندگی و توانمندسازی افراد و افزایش حمایت عاطفی و استفاده بیشتر و با آگاهی بیشتر از خدمات درمانی مورد نیاز می باشد. در دو دهه اخیر گروه های روان درمانی و حمایتی برای کمک به بیماران گسترش یافته اند، بسیاری از برنامه های حمایتی، ساختار یافته (structural ) بوده و کوتاه مدت فعالیت می کنند و شامل مواردی چون 1- جمع آوری اطلاعات 2- حمایت های عاطفی و اجتماعی 3- استراتژی های کنترل استرس 4- آموزش به روش های آرام سازی (relaxation) می باشد. تاثیر بسیاری از موارد بالاتر است و احساس اضطراب و افسردگی کاهش یافته و کیفیت زندگی بالا رفته است. با هدف ارزیابی تاثیر مشاوره و آموزش افراد درجه اول خانواده های درگیر در اعتیاد- در تعاملات خانوادگی- اقدام به این پژوهش صورت گرفت.
هر چند که افراد شرکت کننده در گروه مورد مداخله در ابتدا سعی در عادی جلوه دادن اوضاع می نمودند. ولیکن ارزیابی پس از مداخله نشان دهنده سعی افراد در یادگیری راهکارهای برخورد با فرد معتاد می باشد. یافته های این پژوهش نشان میدهد که مشاوره می تواند در نوع ابزار استفاده شده در کنترل خشم و کاهش پرخاشگری و نقش فرد در خانواده موثر باشد ولی در موارد کنترل مشکل اعتیاد و توانایی افزایش کیفیت زندگی تاثیر بارزی دیده نشد.
188.
دکتر علی اکبر توکلی حسینی مقایسه بیماری های دهان و دندان در بیماری های روانپریش بستری با افراد سالم در استان یزد
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: شیوع بیماری های دهان و دندان از جمله شاخ صهای بسیار مهم در تعیین سلامت عمومی جامعه هستند. بیماران روانپریش از طبقات محروم جامعه هستند که 1% از کل جامعه را شامل می شوند. از آنجا که هنوز در کشورمان شیوع بیماری های دهان و دندان در افراد روانپریش بستری مشخص نبود. هدف این تحقیق مقایسه وضعیت بهداشت دهان و دندان بیماران روانپریش با افراد گروه شاهد در قالب سه شاخص شامل اختلالات DMFT, TMJ و وضعیت مخاطی دهان است.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر، یک مطالعه موردی- شاهدی است که در مجموع 160 نفر مورد بررسی قرار رگفتند. 80 نفر در گروه شاهد و 80 نفر در گروه مورد قرار داشتند. افراد گروه مورد بیماران روانپریش بستری بودند که در مراکز نگهداری استان یزد، نگهداری مسی شدند. این بیماران از لحاظ DMFT وضعیت TMJ و مخاط دهان ارزیابی شدند.
وضعیت DMFT با کمک آینه و سوند و وضعیت مخاطی دهان توسط آینه و آبسلانگ مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین وضعیت TMJ با لمس دو طرفه توسط دست در هر دو حالت دهان باز و بسته مورد بررسی قرار گفت و از لحاظ وجود درد و صدا برای هر فرد ثبت گردید.
افراد سالم از نظر روانی افراد مراجعه کننده به دانشکده دندانپزشکی یزد بودند و در همین شاخص ها، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نمونه های جمع آوری شده توسط نرم افزار SPSS و تست های Chi-square و T-Test مورد ارزیابی قرار گرفتند و با یکدیگر مقایسه شدند.
همچنین ارتباط بین زمان بستری بودن بیماران روانپریش و میزان DMFT توسط ضریب همبستگی اسپرمن ارزیابی شد.
نتایج و بحث: در تحقیق حاضر، میانگین سنی گروه مورد 36.1 و گروه شاهد 36.02 بود ( 0.939 PV ). میانگین مدت زمان بستری بودن بیماران روانپریش بستری، 1124 روز ( حدود سه سال بود) همچنین توزیع فراوانی بیماری های روانپریش در گروه مورد بصورت 66.3% اسکیزوفرن، 21.3% عقب مانده ذهنی، 7.5% اختلال دو قطبی و 5% دمانس بود. همانگونه که مشاهده می شود. شایع ترین اختلال که منجر به بستری شدن می گردد، اسکیزوفرنی است. بطور معمول 06% بیماران روانپریش بستری را اسکیزو فرنی تشکیل میدهد.
در مطالعه حاضر، نتایج اختلالات TMJ وجود اختلال در گروه مورد و شاهد را نشان داد ولی اختلاف معنی دار بین دو گروه شاهد و مورد مشاهده نگردید (= PV 0/05 )، DMFT در تحقیق حاضر در گروه مورد بیش از شاهد بود (PV= 0/00 )ارتباط بین DMFT و مدت زمان بستری بیماران روانپریش نیز در تحقیق حاضر ارزیابی شد که ارتباط معنی دار نبود (pv>0.556). ضایعات مخطی دهان در تحقیق حاضر در گروه مورد بیش از شاهد بود(PV= 0/01 )
نتیجه گیری در بیماران روانپریش بستری میزان DMFT و ضایعات مخاط دهان بیش از گروه شاهد است.
کلیدواژه ها: DMFT: عبارت است از میانگین تعداد دندان های پوسیده ترمیم شده و کشیده در افراد مورد مطالعه وضعیت مخاطی دهان وضعیت بافت های نرم دهان از لحاظ وجود هر گونه ضایعه.
وضعیتJ TM : مفصل گیجگاهی فکی از لحاظ وجود دردر و صدا در هنگام لمس به هنگام باز و بسته کردن دهان مورد بررسی قرار گرفت.
189.
دکتر حبیب ا... خزایی گزارش یک مورد بستری طولانی مدت ( بیش از 6 ماه ) بی اشتهائی روانی
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: بیمار خانم مجرد 20 ساله ای است که با ابلوی بالینی کاهش وزن شدید، امتناع از غذا خوردن، اعتقاد به چاقی و لزوم کاهش وزن و با اصرار خانواده در بخش روانپزشکی زنان بیمارستان فارابی بستری شد، ارزیابی های روانپزشکی با استفاده از اخذ شرح حال از خانواده و مصاحبه بالنی بر اساس معیار های تشخیصی DSM_IV_IR، تشخیص بی اشتهائی روانی (anorexia nervosa) را برای بیمار مطرح نمود.
اهداف روند درمان: با توجه به ماهیت بیماری، دو بار سابقه قبلی بستری و ترخیص با رضایت شخصی و عدم موفقیت درمانی در دو بستری قبلی، همچنین عدم همکاری بیمار در ادامه درمان در منزل و با توجه به اینکه تجربه ای در رابطه با بستری طولانی مدت این بیماران وجود نداشت، دوره شش ماهه بستری برای بیمار در نظر گرفته شد در طی این دوره ترکیبی از درمان های دارویی و غیر دارویی (بویژه رفتار درمانی) در نظر گرفته شد. تغییرات، تدریجی و به مرور زمان ظاهر گردید و بیمار با بهبود نسبی و کاهش افکار مربوط به کاهش وزن بهبود غذا خوردن ترخیص شد.
بحث و نتیجه گیری: اگر چه بی اشتهایی روانی اختلال با سیر و پیش آگهی متغیر است و بطور کلی پیش آگهی در این اختلال خوب نیست، در این بیمار موفقیت نسبی در درمان حاصل شد. نکته قابل توجه دردرمان این بیمار، توافق اولیه بر ضرورت بستری طولانی مدت در بیمارستان بوده زیرا بستری طولانی مدت، برنامهریزی دقیق درمان دارویی و غیر دارویی، نظارت مستمر تیم درمان بر اجرای برنامه های درمانی ] بویژه رفتاردرمانی) را امکان پذیر نمود. لذا بستری طولانی مدت و استفاده از شیوه های مختلف درمانی بویژه درمان های غیر دارویی در رابطه با این بیماران توصیه می شود.
190.
دکتر محبوبه دادفر بررسی اثر بخشی روش های شناختی رفتاری در درمان مبتلا به اختلال نعوظی- نوع اضطراب عملکردی
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: روش: در قالب یک طرح آزمایشی تک موردی و طرح خط پایه چندگانه 5 آزمودنی مرد به مدت 3-2 ماه در طول 9 تا 11 جلسه به همراه همسرانشان در این پژوهش شرکت داده شدند، آزمودنی ها به طور غیر تصادفی انتخاب گردیدند و به دنبال تعیین خطوط پایه در متغیر های وابسته، به ترتیب وارد مرحله درمان شدند و تحت تاثیر متغیر مستقل قرار گرفتند. شاخص بهبودی در هر یک از متغیرها، سیر نزولی منحنی در مرحله درمان نسبت به خط پایه در نظر گرفته شد. این شاخص ها توسط ابزار های وصاحبه بالینی، مقیاس خود سنجی(SUD) برای سنجش میزان اضطراب جنسی، برگه روزنگار برای ثبت زمان نعوظ، پرسشنامه باور های غیرمنطقی و مقیاس درجه بندی میزان انگیزه زوجین مورد ارزیابی قرار رگفتند.
نتایج: یافته ها نشان داد که روش های شناختی رفتاری در کاهش اضطراب جنسی، کاهش شناخت های ناسازگارانه و افزایش زمان نعوذ موثثر بوده است.
بحث: روش های شناختی رفتاری در درمان اختلال نعوظی- نوع اضطراب عملکردی کارآمد است.
191.
دکتر آرش امینی اختلالات شناختی و علایم نورولوژیک نرم در بیماران اسکیزوفرنیک
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین اختلالات شناختی و اختلالات نورولوژیک با یکدیگر و با برخی از متغیر های تعیین کننده پیش آگهی در بیماران اسکیزوفرنیا بوده است.
روش: با استفاده از روش مطالعه مقطعی با نمونه گیری در دسترس 30 بیمار ( 81 مرد و 12 زن)مبتلا به بیماری اسکیزو فرنیا بر اساس معیار های DSM-IV که در طی یک دوره یکساله ( 0831) در بخش روانپزشکی بیمارستان امیرکبیر اراک بستری شده و از معیار های ورود به مطالعه برخوردار بودندبا استفاده از آزمون مختصر وضعیت شناختی (MMSE) و موارد انتخاب شده علایم نورولوژیک نرم بر گرفته از مقیاس ارزیابی نورولوژیک (NES) ، مورد معاینه قرار گرفتند. یافته ها با استفاده از نرم افزار SPSS با بکار گیری آزمون های آماری مان- ویتنی، فیشرو همبستگی کندالز- تاو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: ارتباط نمره MMSE با سن شروع بیماری و علامت ضریب ریتمیک ( از جمله علایم نرم زیر مقیاس هماهنگی حرکتی) در کل نمونه معنی دار است. بین نمره کل علایم نورولوژیک نرم و سن شروع بیماری در کل نمونه همبستگی معنی دار یک طرفه (one tailed) مشاهده می گردد.
192.
دکتر فرزاد ناظمی بررسی ریسک فاکتور های خودکشی از دیدگاه روانپزشکی
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: آنچه در زمینه خودکشی از دیدگاه روانپزشکان مهم بنظر می رسد فاکتور های موثر در خودکشی می باشد. واضح است که انگیزه و شیوع سنین مختلف متفاوت است. از این رو در نیمه دوم سال 84 و اوئل سال 85 پژوشی در مرکز فوق صورت گرفته است و ریسک فاکتور های خودکشی مورد شناسایی قرار گرفته اند.
روش: روش بصورت توصیفی و تصادفی با ابزار پرسشنامه ریسک فاکتورهای خودکشی (RFSQ) از بین تعداد 194 نفر از مراجعین بستری در بخش مسومین این مرکز صورت گرفته است.
نتایج: مهمترین ریسک فاکتورهااز اختلال روانپزشکی، اختلال انطباقی، اختلال افسردگی اساسی، اختلال خلقی به همراه سوء مصرف دارو و موارد، اختلالات دو قطبی و اختلالات سایکوتیک می باشد.
در محور 2 اختلال شخصیت مرزی و اختلال شخصیت ضد اجتماعی بیشتر موارد را شامل می شود.
همچنین بیشترین سن مراجعین بین 20 تا 30 سال بوده است. رخداد های پر استرس اخیر زندگی در بیشتر موارد به ترتیب ذیل مشاهده شده است:
1. مشکلات در روابط بین فردی که به ترتیب اولویت با والدین، همسر، دوستان
2. مشکلات عاطفی
3. مشکلات اقتصادی و مالی
4. مشکلات بیماری جسمی
سابقه خود کشی برای اولین بار در اکثر موارد مشاهده گردید. تقریبا 30 درصد موارد سابقه اختلال روانپزشکی در خانواده وجود داشته است و بیشتر موارد به صورت تکانش اقدام به خودکشی کرده اند.
بحث: اختلال های روانپزشکی، سابقه خودکشی در خانواده، سن، مشکل در روابط بین فردی، مشکلات عاطفی، مشکلات اقتصادی و مالی، مشکلات بیماری جسمی، استرس های حاد آغز مرحله جوانی از فاکتور های عمده قابل بحث در خود کشی هستند.
پرسشنامه ریسک خودکشی مذکور در حال مطالعه مقدماتی است. امید است در آینده با مطالعات بیشتر به هنجار های واقعی این ابزار دست یابیم.
193.
دکتر فربد فدایی صادق هدایت از دیدگاه توصیفی
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: نبوغ، غرابت، آثار، زندگی و نحوه مرگ صادق هدایت (1330 – 1382 ه ش) موجب بیشترین توجه به شخصیت و آثار او در قیاس با دیگر نویسندگان معاصر ایرانی از سوی صاحبنظران داخلی و خارجی شده است.
علاوه بر تفسیر های ادبی همواره شاهد تفسیر های روانشناختی، روانپزشکی و جامعه شناختی درباره شخصیت و آثار هدایت بوده ایم. اینگونه تفسیر ها درباره هدایت و بیماری احتمالی او با توجه به آنکه کوشیده اند تنها از طریق محتوای آثار او بررسی کنند با اشکلات روش شناختی عدیده ای همراه بوده است و به نتایجی گمراه کننده منتهی شده است. با توجه به کثرت نابسمانی های خلقی در هنرمندان و با توجه به نحوه زندگی و مرگ و تعداد زمان نگارش آثار هدایت این فرضیه که او مبتلا به نابسامانی خلقی دو قطبی ( نوعII یا طیف دو قطبی) بوده است آزموده می شود.
مواد و روش کار: شواهد قطعی در مورد زندگی و رفتار هدایت از طریق زندگینامه های او، سوابق پزشکی، نامه های متبادله بین او و دوستان و خویشانش، و توصیف های اطرافیان و آشنایان از وی بعلاوه آثار هدایت از نظر تعداد، زمان نگارش، شکل و ساختار (اما نه محتوای داستانی) مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ها: در بررسی مستندات مذکور معلوم شد به جز دوره های افسردگی واضح و دوبار خودکشی مستند او در فصل بهار با فاصله 22 سال، هدایت بسیاری اوقات به صورت فردی بذله گو، نکته سنج، طنز پرداز، سرزنده، پرتحرک و درخشنده تصویر شده است.
فزون بر این، آثار هدایت از نظر تعداد، زمان نگارش، شکل و ساختار (اما نه از نظر محتوای آثار) ارزیابی شد که نشان داد نگارش آثار 66 گانه هدایت به صورت یکنواخت در طول زمان انجام نشده است بلکه در دوره های هیپومانی آثار فراوانتری اعم از تالیف و ترجمه نگاشته است و در دوره های افسردگی هیچ اثری را به رشته تحریر در نیاورده است. در دوره هایی که وی خلق طبیعی داشته سالی یک یا دو اثر آفریده است در 3 سال پیش از مرگش در اثر خودکشی ( بهار 1330 ) ویچیزی ننوشت و حتی برخی از دست نوشته های سال های پیشین خود را که چاپ نشده بود از بین برد.
نتیجه گیری: به نظر می رسد مستندات مذکور همه در راستای تایید این فرضیه است که صادق هدایت همچون بسیاری از نوابع هنرمند به اختلال خلقی دو قطبی نوع II مبتلا بوده است.
194.
دکتر جمال شمس- دکتر شاهرخ سردار پور گودرزی- دکتر محمد تقی یاسمی- دکتر بهزاد قربانی- دکتر لاله کوهی حبیبی بررسی تاثیر جینکوتیدی ( حاوی عصاره جینکوبی لوبا) در درمان اختلالا استرس پس از سانحه
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: ساله های اخیر توجه بیشتری به دارو های گیاهی معطوف شده است که یکی از علل آن احتمال کمتر ابتلا به عوارض جانبی می باشد. از طرفی شواهد فزاینده ای در مورد نقش استرس اکسیداتیو و رادیکالهای آزاد واکنش پذیر از جمله سوپراکسید، در پاتوفیزیولوپی بیمار روانپزشکی در دسترس می باشد، در درمان اختلالا استرس پس از سانحه پرداخته ایم. این گیاه دارای خواص محافظتی در مقابل استرس اکسیداتیو می باشد.
روش: 40 بیمار با تشخیص اختلالا استرس پس از سانحه که تحت درمان با داروهای رایج بوده و از یک ماه قبل از شروع مطالعه درمان ایشان ثابت نگه داشته شده بود به صورت پیاپی انتخاب شده و با کمک پرسشنامه CIDI وارد تحقیق شدند. این بیمران به طور تصادفی از مراجعین درمانگاه روانپزشکی مستقر در منطقه زلزله بم انتخاب شد. در ابتدا پرسشنامه های دموگرافیک، اضطراب و افسردگی هامیلتون، IES و پرسشنامه واتسون و پرسشنامه سلامت کلی روانی (GHQ) پر گردید. سپس بیماران به طور تصادفی در دو گروه مورد و شاهد قرار گرفتند. به گروه مورد روزانه دویست میلیی گرم جینکوتیدی و گروه شاهد پلاسبو با شکل کاملا مشابه برای دوازده هفته تجویز شد. دارو و پلاسبو به دارو های قبلی که حداقل یک ماه ثابت نگه داشته شده بودند اضافه شد. پرسشنامه های فوق در هفته دوازدهم هنگام اتمام مداخله جهت ارزیابی تاثیر مداخله تکمیل شدند.
یافته ها: میزان تغییر در نمرات پرسشنامه های فوق مورد مقایسه آماری قرار گرفت. دو گروه مورد و شاهد از نظر جنس، سن، وضع تاهل، سطح تحصیلات، شغل، مصرف مواد و میانگین نمرات بدست آمده در تست های اضطراب و افسردگی هامیلتون، سلامت کلی (GHQ). واتسون و IES همسان بودند. پس از مداخله تغییرات میانگین در گروه ها به کمک آزمون تی جفت شده مورد مقایسه قرار گرفتند. گروه مورد کاهش چشمگیر و معنی داری در کلیه مقیاس ها نشان دادند. میانگین تغییر نمره سلامت کلی در گروه مورد 9،12% و در گروه شاهد 29. 7% ( 01 .0=P ) در پرسشنامه افسردگی هامیلتون میانگین تغییر نمرات در گروه % 45 .14 و در گروه شاهد 3. 4% ( 003 .0=P ) در پرسشنامه اضطراب هامیلتون تغییر نمره میانگین در گروه مورد % 8 ،15 و در گروه شاهد 55. 9% ( 02 .0=P ) در پرسشنامه IES میانگین تغغیر نمره در گروه مورد % 9. 12 و در گروه شاهد 29. 7 % ( 05 .0=P ) و در انتها تغییر میانگین نمرات پرسشنامه واتسون در گروه مورد % 8 . 21 و در گروه شاهد 8 . 10 % ( 0.20= P ) بود. مقایسه آماری به کمک تست تی جفت شده انجام شده است.
نتیجه: بر اساس یافته های فوق تجویز همزمان جینکوتیدی، حاوی عصاره جینکوبی لوبا، با دارو های مرسوم در درمان اختلالا استرس پس از اسانحه مفید بوده و موجب تسریع پاسخ به درمان می گردد.
195.
دکتر مریم جوانبخت همبستگی بین سلامت روانی براساس GHO و نگرش های ناسالم براساس DAS در دانشجویان پزشکی دانشگاه آزاد واحد مشهد
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: زمینه برنامه ریزی برای ارائه خدمات اساسی بهداشت روان به کل افراد جامعه و از جمله دانشجویان، نیازمند آگاهی از وضعیت موجود در زمینه شیوع نگرش هاسی ناسالم افراد و اختلال ها ی روانی در دانشگاه ( به عنوان زیر بنای سازندگی فکری افراد در جامعه) می باشد که به منظور رسیدن به این هدف، استفاده از پرسشنامه های غربالگری و مصاحبه بالینی ساختار یافته، بسیار کمک کننده است.
روش کار: این مطالعه به طور مقطعی (Cross Sectioal) به روش زیر انجام شد: تعادا 100 نفر دانشجو شامل 60 نفر دختر و 40 نفر پسر بصورت تصادفی از تمام ورودی های (طبقاتی) و با تخصیص نسبی ( بر اساس تعداد) انتخاب شدند. سپس پرسشنامه GHO و پرسشنامه DAS و یک پرسشنامه که بر اساس اطلاعات شخصی دانشجو طراحی شده بود به هر یک از دانشجویان ارائه شد و از آنها خواسته شد که با دقت به سوالات پرسشنامه ها فقط بر اساس نظرات شخصی خوشان پاشخ دهند. سپس پرسشنامه های تکمیل شده جمع آوری شد و اطلاعات آن به کامپیوتر داده شد و با نرم افزار SPSS نتایج آماری مورد نظر استخراج شد.
یافته ها: بین نمرات کل سلامت روانی دانشجویان که از آزمون GHO کسب کرده بودند، با نمره کل آزمون DAS همبستگی معنی داری وجود داشت (1/ 0000 =p ) .
همچنین نمره کل آزمون DAS با هر کدام از چهار مقیاس فرعی پرسشنامه GHO یعنی علائم افسردگی (003/ 0 = P )، همبستگی معنی داری وجود داشت.
نتیجه گیری: نگرش های ناسالم نقش مهمی را در ایجاد بسیاری از اختلالات روانی ایفاد می کنند و آموزش به افراد جامعه به منظور تصحیح این نگرش ها می تواند نقش مهمی را هم در پیشگیری و هم در درمان این اختلال روانی داشته باشد.
196.
راد گودرزي، رضا – رحيمي موقر، آفرين – سهيمي ايزديان، الهه – شريفي، ونداد – فرهوديان، علي – محمدي، محمد رضا- منصوري، نغمه– نجاتي صفا، علي اكبر بررسي روند پژوهشهاي بهداشت روان كشور : 1381-1367 وابستگي سازماني نويسنده اصلي: روانپزشك، عضو گروه پژوهشي واحد سلامت روان مركز ملي تحقيقات علوم پزشكي كشور – عضو گروه پژوهشي واحد سلامت روان مركز ملي تحقيقات علوم پزشكي كشور
همايش ساليانه انجمن علمي روانپزشكان ايران، 5-2 آذرماه 1373، تهران-ايران چكيده: زمينه: در طي سالهاي گذشته تغييرات قابل توجهي در پژوهش هاي روان پزشكي رخ داده است از چند زاويه ميتوان به روند تغييرات نظر افكند كه شامل موارد ذيل است:
(الف) حوزه پژوهش (ب) موضوع پژوهش (ج) روش پژوهش، (د) محل پژوهش (ه) منابع حمايت مالي، و ز) همكاري نويسندگان مقالات. هدف از اين مطالعه كه بخشي از پروژه بررسي و تحليل مقالات پژوهشي بهداشت روان كشور است، توصيف روند پژوهشهاي روانشناسي و روانپزشكي و عصب پايه كشور به تفكيك موضوعاتي كه نامبرده شد مي باشد.
روش: براي اين پژوهش سه مقطع زماني در نظر گرفته شد شامل:
1- ابتداي سال 1367 تا انتهاي سال 1371
2- ابتداي سال 1372 تا انتهاي سال 1376
3- ابتداي سال 1377 تا انتهاي سال 1381
توصيف جزئيات روش جمع آوري داده ها در مقاله بررسي و تحليل مقالات بهداشت روان كشور ذكر شده است.
نتايج: از 1777 مقالهاي كه تاكنون داده هاي آن وادر نرم افزار شده است، نتايج از 18% در مقطع زماني اول به 37/4% در مقطع سوم افزايش نشان مي دهد در حالي كه علوم روان شناختي از 78% در مقطع اول به 60/6% در مقطع سوم كاهش يافته است. در ضمن نسبت تحقيقات علوم عصب پايه در طي اين سه دوره كاهش و نسبت تحقيقات اپيدميولوژي و خدمات بهداشتي افزايش داشته است. ساير نتايج متعاقباً ارائه مي گردد.
197.
دکتر محبوبه دادفر بررسی فرآیند جدا شدن- فردیت یافتن و نوع تعاملات والدین در افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: هویت جنسی به احساس مردانگی یا زنانگی هر فرد از خود اطلاق می شود. در اغلب اوقات هویت جنسی با جنسیت هماهنگ است ولی در بعضی موارد متضاد یا متعارض می باشد. چارچوب رشد و روابط نخستین کودک می تواند زمینه ای فراهم سازد که منجر به ایجاد اختلال هویت جنسی گردد. کیفیت روابط والدین- کودک در سال های اول زندگی اهمیت فوق العاده ای در برقراری هویت جنسی دارد. طی این سال ها فرآیند جدا شدن- فردیت یافتن نیز در جریان است. در افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی رفتار متناسب با جنس خود در آنها تقویت نشده و در دوره کودکی با آنها به شیوه خاصی رفتار شده است. در نظریه ها ی اصلی روان شناسی مورد هویت جنسی شامل نظریه های شناخت مبتنی بر ذشد یدگیری اجتماعی و روانکاوی، عقیده براین است که والدین تاثیر عمده بر تشکیل حفظ و مراقبت از هویت جنسی فرزندان خود دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی فرآیند جداشدن- فردیت یافتن و نوع تعاملات والدین در افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی می باشد.
روش: پژوهش حاضر توصیفی- گذشته نگر است. گردآوری اطلاعات با استفاده از فرم ویژگی های جمعیت شناختی، پرسشنامه فرآیند جداشدن- فردیت یافتن و نوع تعاملات والدین می باشد. تعداد نمونه این پژوهش 30 نفر بوده که با روش نمونه گیری در دسترس از بین مراجعه کنندگان مبتلا به اختلال هویت جنسی به درمانگاه انیستیتو روان پزشکی تهران انتخاب شدند. جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی استاده گردید.
نتایج: یافته ها نشان داد که 57% از بیماران دختر و 43% پسر بودند. 41% از آنها دچار مشکلات جدایی فردیت یافتگی بودند. کلیه افراد تمایل به پوشیدن لباس جنس مخالف ( میانگین سنی 7 سال) و ترجیح دادن بازی های جنس مخالف و یا بازی با جنس مخالف ( میانگین سنی 6 سال) را در دوره کودکی گزارش نمودند. 40% گزارش دادند که برخورد والدین با تمایلات این افراد به جنس مخالف بی تفاوت بوده است. 23% از والدین در تربیت و شیوه فرزند پروری ناهماهنگ بوده اند. 25% گزارش دادند که به دلیل عدم تمایل به پوشیدن لباس متناسب با جنس خود از مدرسه اجتناب کرده اند. 20% اظهار داشتند که والدین هنگام تولد از جنسیت آنها ناراضی بوده اند. 28% گزارش دادند که حضور والدین دردوران کودکی ناکافی بوده است.32% به دلیل علاقه به لباس یا ارتباط با جنس مخالف تنبیه می شده اند. 14% با جننس مخالف و 81% با جنس موافق رابطه جنسی داشته اند. نحوه رابطه جنسی 10% به صورت ناخواسته و 70% با غریبه ها بوده است.
بحث: با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد که نحوه تربیت والدین و همین طور برخورد ایشان با تمایلات و رفتارهای فرزندانشان به جنس مخالف به ویژه درفرآیند جدا شدن- فردیت یافتن و هم چنین تمایل والدین به داشتن پسر و دختر القاء آن به فرزندان نقش مهمی در ایجاد با تشدید اختلال هویت جنسی داشته باشد.
198.
دکتر علی فخرایی بررسی شیوع بیماری های روانپزشکی در کشور امارات (دوبی)
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: با توجه به اینکه دوبی بالاترین درصد مهاجر در دنیا را برخوردار است و نزدیک 80% سکنین دوبی و با نسبت کمتر سایر شهر های کشور امارات را افرادی تشکیل می دهند که از کشور های دیگر و از تمامی قاره های جهان در این کشور سکونت دارند. به نظر می رسد شیوع اختلالات روانپزشکی موجود در این کشور می تواند بازتابی از شیوع جهانی این اختلالات باشد و نتایج جالبی در بر داشته باشد.
در این مطالعه مراجعین کلینیک روانپزشکی بیمارستان ایرانیان دوبی که برای بار اول مراجعه داشته اند و بالای 15 سال سن داشتند و مقیم کشور امارات بودند (توریست نبودند البته به جز مراجعین کشور عمان) در طی مدت 8 ماه ( مهر 83 الی اردیبهشت 84) تحت مصاحبه استاندارد روانپزشکی به مدت 20 دقیقه قرار گرفتند. جهت اطمینان بیشتر، افرادی که مراجعه کرده اند در نوبت بعدی ( یک ماه بعد) بدون وجود پرونده در نزد مصاحبه گر مجددا مصاحبه شدند و در صورتی که سن، جنس، ملیت بر حسب پاسپورت، مذهب و وضعیت اقتصادی را نیز شامل می شد.
617 نفر در این تحقیق بررسی شدند که 561 نفر در هر دو مصاحبه دارای یک تشخیص بالینی بودند(191 نفر مرد و 370 زن) میانگین سنی خانم ها 38.3 سال و آقایان 38 بود و شایع ترین رده سنی مراجعین در خانم ها 45-35 و آقایان 35-25 بود. حدودا 50% افراد متاهل بودند در هر دو جنس که البته در رده های مختلف سنی متفاوت بوده است. از نظر مذهب اکثریت مربوط به طبقه متوسط و ضعیف جامعه بوده است.
بیشترین مراجعین از ایرانیان در رده بعدی افراد لوکال (بومی) و کشور های عربی و سپس شبه قاره هند و آسای جنوب شرقی آفریقا، اروپای شرقی و شوروی سابق اروپا و امریکا بوده اند.
یافته ها: در این قسمت فقط یافته های متفاوتی با شیوع استاندارد موجود در کتاب های مرجع روانپزشکی ذکر می شود. شایع ترین اختلال مراجعین اختلالات انطباقی که در هر دو جنس دیده می شد و از نظر تفاوت زیادی بین خانم ها و آقایان غیر لوکال دیده نمی شد ولی در ایرانیان مقیم کمتر بود. نوه این اختلال افسردگی نوستالژیک بود. ( توجیه علت: به نظر می رسد که چون بیشتر مردان و زنان مقیم که از کشور های آسیایی و اروپایی آمده اند بدون خانواده در آنجا زندگی می کنند و تنها سالس یک بار حق دارند به کشور خود بروند، ولی این مشکل در ایرانیان به علت نزدیکی راه و موقعیت بهتر اجتماعی کمتر دیده می شود لذا شیوع این اختلالات در این افراد بالاتر بود.)
در مرحله بعدی اختلالات سایکوماتیک و جسمی سازی در بین افراد مهاجر شایع بود. اختلالات سایکوتیک در انواع مختلف آن به جز سایکوز حاد در افراد مهاجر دیده نشد ( یا بیشتر نادر بود) که به نظر می رسید به این علت بود که فرد وقتی دچار سایکوز حاد می شد، کفیل وی اطمینان از بیماری وی او را به کشور خود Deport می کرد (توجیه اقتصادی).
و باز چون مهاجرین در سنین فعال جوانی و کارکردن می باشند دمانس در بین آنها دیده نشد.
نکته دیگر به جز موارد معدود وابستگی به انواع مواد مخدر و محرک یا دارو های روانپزشکی در بین افراد مهجر دیده نشد ( به علت ترس از زندان و اخراج شدن از کشور و فیلترشدن هنگام ورود به کشور توسط آژانس های کاریابی کشور های مبدا). خودکشی نیز در افراد مهاجر دیده نشد( به جز یک مورد همسر یکی از پرسنل بیمارستان ایرانیان).
در افراد لوکال ( پاسپورت امارات) در خانم ها شایع ترین نوروز، افسردگی بود که مهمترین علل آن را مسائل اختلافات زناشویی ( چند همسری، وابستگی به الکل همسر، روابط خارج از زناشویی مردان عرب با انواع زنان کشور های اروپایی، آسیایی و ازدواج های اجباری مردان با زنان لوکال برای حفظ حقوق اجتماعی) تشکیل می دادند. وابستگی به مواد در بین مردان بیشتر بصورت وابستگی به قرص های روان گردان به خصوص بنزودیازپینها دیده می شد که با توجه به ساسیت بیمارستان ایرانیان کمتر مراجعه می کردند.
افراد سایکوتیک و دماتیک نیز بسیار کم مزاجعه داشتند که به دو دلیل بود اول بیمارستان ایرانیان بخش بستری ندارد و در ثانی در بیمارستان های دولتی برای افراد لوکال کلیه خدمات پزشکی و دارو رایگان است لذا به آن بیمارستان مراجعه می کردند.
199.
دکتر حامد اختیاری طراحی، اجرا و راه اندازی آزمایشگاه کامپیوتری ارزیابی روانشناختی برای آزمودنی فارسی زبان بر اساس رویکرد های شناختی و عصب روانشناختی
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران چكيده: ارزیابی عصب روانشناختی (neuropsychologic) و شناختی (cognitive) به عنوان ابزاری برای شناسایی عملرکد نواحی مختلف مغزی و همچنین پایه های رفتار و تفکر در چند دهه گذشته مورد پذیرش و کاربرد اکثر مجامع معتبر علمی قرار گرفته است. این دانش این امکان را فراهم نموده تا بتوان با طراحی ابزار های ساده، ضمن شناسایی اختصاصات عملکرد های مغزی و شناختی از این ابزار ها برای شناسایی و پایش اختلالات روانشناختی ناشی از صدمه به نواحی مختلف مغزی، بیماری های مغز و اعصاب و اختلالات روانپزشکی و رفتاری بهره برداری نمود.
مراحل طرح: در فاز اول این طرح، گروهی از پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران در طی حدود چهارسال، تلاش پیوسته ای برای ترجمه، نمونه سازی و طراحی نسخه های جدید و متفاوت از ابزار های بررسی عملکرد های شناتی و عصب روانشناختی برای استفاده در مورد کاربر ایرانی انجام دادند که نتیجه این تلاش، طراحی و کارآزمایی چند سخت افزار ارزیابی، بیش از ده آزمون کامپیوتری و دستی فارسی و چند پرسشنامه فارسی است.
پس از طراحی تکمیل آزمونهای کامپیوتری و دستی و پرسشنامه ها، در فاز دوم طرح، ابزار های طراحی شده در قالب یک آزمایشگاه کامپیوتری، ارزیابی روانشناختی، سازماندهی و به کار گرفته شدند. در این آزمایشگاه ضمن فارهم سازی امکانات پذیرش بیمران، ارزیابی رودررو، مصاحبه و سنجش کامپیوتری با استفاده از سخت افزار ها و نرم افزارهای تولید شده، فضا و امکانات لازم جهت طراحی آزمون های جدید توسط تیم پژوهشگران و اجرای پروژه های تحقیقاتی نیز در نظر گرفته شده است. همکاری در پروژه های تحقیقاتی و ارائه خدمات به بیماران دچار اختلالات شناختی نظیر اختلال در حافظه، تمرکز، قضاوت و .... همچنین دچار صدمات مغزی نیز از اهداف آین آزمایشگاه می باشد. طراحی و اجرای پروژهای تصویر برداری عملکردی مغزی(Fmri) نیز از تجربیات موفق این مجموعه می باشد.
ابزار های موجود و کاربرد های آن ها:
1. آزمون کاهش ارزش تعویقی ( نسخه های استاندارد و تصادفی) (Delayed Discounting Tasks)
2. آزمون قمار دانشگاه آیوا (Iowa Gambling Task)
3. آزمون درک زمان (نسخه های تخمین و بازسازی) (Time Perception Task, estimation & reproduction)
4. آزمون خطر پذیری بادکنکی (Balloon Analogue Risk Task)
5. آزمون تئوری ذهن چشمها (Theory of Mind Eyes Task)
6. آزمون درک احساسات چهره (Emotional Facical Recognition Task)
7. آزمون تصویری بررسی ولع مصرف (Pictorial Cue Induced Craving Task)
8. آزمون توجه PASAT (Paced Auditory Seial Additive Task)
9. آزمون حرکتی ضربه زدن با انگشت (Finger Tapping Task)
10. آزمون سوگیری توجه معتادین (Mdified Addictive Stroop Task)
11. آزمون مرتب کردن کارت های ویسکانسین (wisconsin Card Sorting task)
12. آزمونگان ارزیابی حافظ (Memory Assessment Battery)
13. آزمون رنگ و عدد استروپ (Color and Namber Stroop Task)
14. آزمون برو و بایست (Go/No_Go Tasks) به همراه جعبه پاسخ Box) . (Respons
200.
دکتر جلال شاکری بررسی اتیولوژیک و جمعیت شناسی اختلالات درد روانزاد (شبه جسمی) در مراجعین به کلینیک روانپزشکی کرمانشاه 84-80
ششمين همايش ساليانه انجمن علمي روان پزشكان ايران، 30 آبان تا 3 آذر 1385، تهران-ايران سازمان(هاي) برگزار كننده: انجمن علمي روان پزشكان ايران، اصلي؛ چكيده: ادهاف درد از شایعترین علل مراجعه پزشکان می باشد (80%) لذا ذر کلینیک روانپزشکی با بیمارانی برخورد می کنیم که علل ارگانیک جهت درد آنها از طریق کلینیک و پاراکلینیک توسط متخصص های دیگر ثابت نشده است. با توجه به تعداد این بیماران، بر آن شدیم علل و تشخیص ها از جمله علل روانپزشکی و روانشناختی این گونه درد ها را بررسی و جهت درمان آنها اقدام اصولی و علمی بنامییم.
روش: از بیماران فوق بعد از رد علل عضوی درد ارزیابی، روانپزشکی و روانشناختی توسط روانپزشک و تکمیل پرسشنامه های جمعیت شناسی و تشخیصی DSM-IV-TR ارزیابی تست های روان شناختی بک و میلون به عمل آمد و مورد آنالیز آماری قرار رگفت.
یافته ها: ارزیابی از 458 بیمار مراجعه کننده:
جنس: 553 نفر زن و 103 نفر مرد
شغل: 113 نفر خانه دار و 147 نفر شاغل
سن: (30-20 سال) 12 نفر، (40-31 سال) 882 نفر، ( 50-41 سال) 941 نفر
محل درد: اندام و کمر 125 نفر، سردرد 136 نفر، کلیه 69 نفر، ناحیه شکم 57 نفر، تناسلی 59 نفر و درد پراکنده 12 نفر
استرس زندگی: 65% شدید، 15% معمولی، 20 % فاقد استرس مشخص
اختلال روانپزشکی همراه: اختلال خلقی (46%) اضطرابی (30%)، شخصیتی (20%)، خود بیمار انگاری (4%)
نتیجه گیری:باید عوامل چند گانه درد (زیستی، روانی، اجتماعی)را در ارزیابی و درمان در نظر گرفت که می توانیم با بررسی روانپزشکی علل عود و تشدید انواع بالینی درد و با درمان به موقع علمی آن ( دارویی، رواندرمانی، هپنوتیزم، و بیوفیدبک) به بهبودی کیفیت زندگی با کاهش یا حذف درد کمک کنیم و با بررسی علل روانی درد در تامین بهداشت روانی و سلامتی بیماران موثر واقع شویم.
صفحه 4 از 5 برو به صفحه:
بانك اطلاعات پژوهش بهداشت روان كشور
دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني تهران